روز داروسازی خجسته باد.
پنجم شهریور ماه
زادروز دانشمند گرامی محمدبن زکریای رازی
و
روز داروسازی
بر جامعه داروسازی خجسته باد.
با وجود بوی ویژهاش، با وجود قِدمت حضورش، جان میلیونها انسان را تضمین کرده است!
بیمارستانی نیست که هوایش آکنده از عطر یادمان «رازی» و «الکل» نباشد! آری! «اَلْکُلّ»؛ مختصر و مفید، بیهیچ پسوند و پیشوندی! همه آنچه باید باشد! مثل یک نهال نوظهور سرو، سرور و شادی را به خطه «ری» هدیه کرده بود!
آب و هوای ری، با وجود باغها و بوستانها، چشمهها و قناتهای زیبا، همچون بهشتی برایش جلوه مینمود.
هر کوچه و باغ، مثل کتابی قطور از خاطرات او بود؛ خاطرات کودکی، نوجوانی، و حتی اوج نامآوری و آوازه تاریخیاش!
دلش، کم کم، با نور «علم» آراسته میشد و او را مجذوب تمام آینههای معرفت کرده بود. گاهی به موسیقی دل میباخت و گاهی به ادب و ریاضیّات!
امّا زمزمهای در دلش میپیچید که: باید مس وجود را طلا کرد! و این زمزمه یعنی: پرداختن به «کیمیا» و دستیابی به عنصر معرفت، اکسیر اعظم، عشق! آری! عشق؛ اکسیری که هیچگاه با «الحاوی» نتوانست به آن برسد، امّا با کشف «الکل»، به کمال درک آن رسید! با کشف الکل، «ابوبکر محمد، زکریّای رازی» در سال ۳۱۳ پایان نیافت؛ بلکه به تولّد جاودانی رسید؛ جاودانِ جاودان در دل تاریخ! زنده در دل هزاران هزار زخمی و بیمار در تمام کوچه پس کوچههای روزگار. از «ری» تا «بغداد»، از «کیمیا» تا «طبّ»، از «دوا» تا «شفا»، از «کتاب الاکسیر» تا «کتاب التدبیر» و در نهایت، همه زحماتش، «الحاوی»، او را از تلاشهایش راضی نکرد؛ صبح و شب برایش یکی شده بود و عظمت نامش در گرو «نابینایی»اش قرار داشت! افسوس! که همیشه باید شمعی باشد، تا با سوختن و شعله افروختن، روشنایی فرا راه دیگران باشد و این بار، شمع وجود «رازی»، شعلهزاری به وسعت جهان پدید آورده بود. هر چند الکل، بوی تلخ روزگار او را، میتراود، امّا هر جا عطر اکسیریاش میپیچد، نوید بهداشت و سلامتی و پیک بهبودی و راحتی است! هر چند الکل، به قیمت چشمهای «رازی» تمام شد، امّا جاودانگی نامش در صحنه تاریخ و محافل علمی قرون گذشته و حال و آینده، دستیابی او را به «اکسیر اعظم» ـ عشق ـ نشان میدهد! که اگر عشق نباشد، هیچ نامی، نامی نمیشود و هیچ اندیشهای به جاودانگی نمیپیوندد! عشق نگذاشت که تاریخ، رازی را به ری یا بغداد، محدود کند! عشق، از رازی، تندیسی آسمانی ساخت که لایقش بود! امروز، باید به نام رازی، لحظهای چشمها را بر هم گذاشت و در زوایای تاریک زمان، به دنبال روشنایی نامش گشت؛ چرا که او، سوی چشمهایش را در راه خدمت به بشریّت و علوم ایرانی ـ اسلامی، از دست داد! نامی که فراموش روزگاران نخواهد شد و عظمت روز افزونش، به عظمت ایران اسلامی خواهد افزود. خوشا چنین سرزمینی که مردانی چون: فارابی، رازی، بوعلی و… را به دامان پرورده است! یاد تمام فرهیختگانِ علم و دانش، ادب و معرفت و فقه و قرآن، ستوده باد! روز داروسازی بر زحمت کشان این عرصه مبارک باد. (متن این نوشتار برگرفته از آدرس http://avayekanoon.ir/Persian/?p=628 است. )
یکی از دوستان در نظری از من خرده گرفته بودند که چرا نوشتار غیر تاریخی گذاشته ام!!! من فکر میکنم در آرشیو این تارنما حتی 1 نوشتار که بدون ارتباط با تاریخ و فرهنگ ایران باشد وجود ندارد... این مطلب هم درباره دانشمند بزرگ کشورمان است و مرتبط با تاریخ ایران.چون من دانشجوی رشته داروسازی هستم فکر کردم بد نیست که این روز را به داروسازان شادباش بگویم ، اگر آن جمله تبریک شما را آزار می دهد از شما دوست گرامی پوزش میخواهم.
