img/daneshnameh_up/5/57/BAHR1M.jpg
 
خلیج همیشه پارس است و دشمن ایران گجستگ
 
بحرین
 
استان چهاردهم ایران
 
بحرین ای خاک دور مانده از میهن میدانم که به خاطر نبود درفش سه رنگ ورجاوندت بر روی قلبت اندوهگینی...
سعی میکنم حس اسارتت را درک کنم...
بحرین مظلوم میدانم چه سخت است تحمل شنیدن گویش دشمن بر پیکرت
 
بحرین ... بازمیگردانیمت...
 

مقدمه

پیرامون نقش اسعتماری انگلستان در جهان به هر میزان سخن گفته شود بدون شک کم و ناچیز است. افرادی که مطالعات تاریخی انجام میدهند به درستی میدانند که انگلستان محور شرارت٬ استعمار٬ استثمار و عقب ماندگی در نزد ملت های جهان محسوب میشود و در سالهای اخیربا توجه به اینکه خورشید امپراتوری بریتانیا کبیر رو به خاموشی رفته است ولی تا حدودی کوشش میکند این نقش منفی را همچنان برای خود حفقظ کند. به طوریکه در بسیاری کشورهای جهان اثرات استعماری انگلستان در گذشته و حال به وضوح برهمگان آشکار است. کشورهایی همچون استرالیا٬ هند٬ زلاندنو٬ قبرس٬ فلسطین٬ کنیا٬ نیجریه٬ سیلان٬ جامائیکا٬ سنگاپور٬ هنگ کنگ٬ پاکستان٬ کانادا٬ افغانستان٬ بحرین٬ امارات و کویت. با توجه به این دخالتهای آشکار استعماری انگلیس در امور ملتهای جهان٬ کارنامه این کشور در تاریخ سیصد ساله ایران زمین به شدت تاریک و سیاه است. امروزه بیشتر ایرانیان چهره ای منفور از بریتانیا را در ذهن خود دارند و این چهره هرگز پاک نخواهد شد.زیرا از شرق (هرات و بلوچستان) تا غرب (بغداد) از شمال (هفده شهر قفقاز) تا جنوب (بحرین) حوزه ایران بزرگ محسوب میشود که انگلستان یا خود رهبر استعماری تجزیه این مناطق بوده یا در کنار روسها به این ماموریت خود پایان دادند. خاطره ننگین انگلستان در نزد ایرانیان پس از چند دهه باردیگر در سال 1970 زنده شد زیرا تجزیه بحرین آخرین دست آورد این کشور برای ایران زمین بود.

اعلامیه استقلال سوری بحرین با کوشش دهها ساله انگلستان در تاریخ 14 اوت 1971 منتشر شد . یك روز بعد (‌15 اوت )‌،‌ بحرین و انگلستان یك قرار داد دوستی با هدف "مشورت" در مواقع ضروری با یكدیگر امضا كردند. بدین ترتیب ،‌ مسأله بحرین پس از یك و نیم قرن منازعه و كشمكش از سوی ایران به استعمار انگلیس واگذار شد ،‌ سازش و توافق پنهانی انجام شده بین ایران و قدرتهای غربی بر سر نقش آتی ایران در منطقه خلیج فارس و اعطای امتیاز به ایران درباره یك مسأله دیگر ارضی كشور یعنی جزایر سه گانه که همیشه بخشی از ایران بود. در واقع باید گفت بحرین قربانی یك بده و بستان سیاسی شد و آخرین بخش جدا شده از خاك ایران در دوران معاصر بود.

منبع قسمت مقدمه:http://persiangulfstudies.com/Fa/index.asp?p=pages&ID=570&Sub=184

تاریخچه

خاندان آل خلیفه تیره ای از قوم بزرگ بنی عتبه است که خاندان آل صباح نیز به آن تعلق دارد.از کل جمعیت بحرین فقط 63% بومی و بحرینی تبار می باشند. مابقی شامل ملیتهای هندی و پاکستانی و عرب و...(17%) و ایرانیان پارسی زبان که از زمانهای باستان در بحرین سکنی گزیده اند( حدود20%) می باشد.به موجب تاریخ خلیج فارس یا دریای پارس جایگاه آریایی ها بوده است و سکنه شامات پیش از این در این نواحی زندگی می کردند . کتیه ای نیز از دوره آشوریان در بحرین کشف شده است . در تمامی دوران های پیش از اسلام دولت امپراتوری ایران بر کل نواحی خلیج فارس و شهرهای اطراف آن کنترل و نظارت داشته است . در کتیبه های باستانی آشور از بحرین به نام "نی دوک کی" نام برده شده است . دکتر وتسفلد و دکتر تئودوروبنت براین باورند که آریایی ها عموما بر دریای عمان و خلیج فارس ساکن بوده اند . قبرستان باستانی که امروزه در چند کیلومتری قصبه ابوعلی در جنوب منامه واقع شده است نمونه ای از این تمدن بیش از 4600 ساله در بحرین آریایی است . "دکتر وستفلد" می گوید پیش از اسلام سواحل غربی دریای پارس توسط ایرانیان اداره می شده است . حتی شهری نیز ار دوره ساسانی نیز باقی است که بنام یکی از سرداران ایرانی نام گذاری شده است . این شهر امروزه اسپیدگان ( اسفنج ) نام دارد که از سردار اسپدویه گرفته شده است . پس از اسلام در زمان حضرت محمد ماموری از ظرف وی حامل پیام به مامور ایرانی در بحرین می شود . وی برای مدتی کوتاه اسلام آوردند ولی پس از مرگ پیامبر همگی به دین زرتشتی و مسیحیت بازگشتند .یکی از قدیمی ترین سند مالکیت ایران بر بحرین به محمد ابن جریر طبری باز میگردد . وی می نویسد : در زمان اشکانیان عربها همه د رحجاز بودند و بایده و مکه و یمن سکونت گاه آنان . آن گروهی که در حجاز و بادیه بودند به قحطی و گرسنگی دچار شدند . از سویی به عراق نمی توانستند وارد شوند زیرا عراق در اختیار اشکانیان ایران بود . پس از حجاز به بحرین کوچ کردند که در اختیار ایران بود . مستشرق معروف فرانسوی کوسن دو پرسوال در کتاب خود به نام تاریخ اعراب پیش از اسلام ذکر کرده است و این جمله طبری را عینا تکرار کرده است. ابوالفرج اصفهانی مولف کتاب اغانی در جلد یازدهم آورده است : برخی از خاندانهای عرب به ناحیه هجر در بحرین کوچ کردند ولی مردمان آنجا مانع از ورود آنان شدند و جنگ در گرفت و ساکنین آنجا شکست خوردند و اعراب در آنجا سکونت گزیدند .

 تاریخ طبری ذکر میکند : در زمان پادشاهی اردشیر بابکان در بحرین شاهی به نام سنطرق حکمرانی میکرد . اردشیر سرداری به جنگ وی فرستاد و او را شکست داد و قلعه او را تصرف کرد و اموال وی را به عنوان غنیمت به ایران آوردند . فرزند خویش را به شاهی آنجا گماشت . اردشیر شهری در بحرین بنا کرد به نام خط که در زمان وی پایتخت این جزیره بوده است . پس از وی شاپور ذوالاکتاف که در سالهای 310 تا 379 پادشاهی میکرده است برخی اعراب تابع ایران دست به شورش می زنند . آنان از ناحیه هجر بر ضد شاهنشاه ایران شورش نمودند . شاپور قوای دریایی ارتش ایران را راهی این منطقه کرد . این نبرد پس از جنگ سناخریب نخستین نبرد دریایی است که در منطقه ثبت شده است . شاپور راهی خط , هجر , یمامه شد و آنان را در سر جای خود نشاند .

 سرآرنلدویلسن مولف کتاب خلیج فارس درباره نبرد شاهپور می نویسد : شاپور در قطیف از کشتی پیدا شد و عده زیادی از شورشیان بحرینی را سرکوب کرد و کل جزیره را تحت کنترل گرفت . سپس به سوی تمیم راهی شد ولی چون شرارت اعراب خاتمه نیافت و شورشهای سختی کردند شاهپور آنان را برای عبرت گرفتن دیگران به یکدیگر بست و شانه هایشان را سوراخ نمود و طنابی از میان آنها عبور داد . پس از این واقعه بحرین برای همیشه آرام شد و تحت کنترل ایران . کتیبه داریوش بزرگ در بیستون نیز سندی دیگر بر مالکیت ایران بر خلیج فارس و کلیه جزایر آن است : داریوش شاه از اربابه ( بخشی از عربستان ) , ماکا ( قسمت مجاور تنگه هرمز ) و . . . نام می برد . جنوب و تنگه هرمز و سواحل خلیج فارس کاملا تحت اختیار ایران بوده است .

کلمان هوار می نویسد در زمان پادشاهی خسرو پرویز ساسانی در سالهای 590 تا 627 میلادی پیامبر اسلام شاه بحرین به نام منذربن ساوی را که زیر کنترل شاهنشاه ایران بود به اسلام دعوت نمود و او اسلام آورد . در آن وقت در هجر پاتخت بحرین مرزبانی به نام اسبی بخت کنترل نظامی بحرین را بر عهده داشت . وی از سوی شاهنشاه ایران برگزیده شده بود . چون برخی از بحرینی ها اسلام نیاورند و مجبور به دادن خراج به ماموران پیامبر شدند ساکنین بحرین سر به شورش نهادند و پس از مدتی همگی از اسلام برگشتند و زرتشتی گشتند . در کتاب الخراج آورده شده است : پیامبر اسلام از مجوسان ( زرتشتیان ) هجر در بحرین جزیه میگرفت و قرار گشت هرکسی به دین اسلام روی آورد مال و خون و زندگی اش در امان باشد . مستشرق فرانوسی به نام شارل شفر در ترجمه کتاب نصر خسرو قبادانی می نویسد : نام مرزبان بحرین همان اسپدویه ایرانی است .

کلمنت اوار می گوید : در زمان انوشیروان عادل سپاهی عظیم راهی خلیج فارس شد . نیروی دریایی ایران در ابوله واقع در مصب فرات تجهیز شد و از دماغه حد به عدن رفت و بیشتر نواحی عربستان را به زیر کنترل ایران در آورد . در نهایت حکومت سواحل جنوب خلیج فارس و شمال شرق جزیره العرب و جزایر بحرین به نعمان ابن منذر مامور پادشاه ایران سپرده شد . شاهنشاهان ایران بر تمام نواحی حکومتی خود از خود مردمان آن ناحیه مامور می گماشتند . در سالهای 633 میلادی مطابق با سال 12 هجری مردم بحرین از اسلام روی برگرداندند . پیشوای اینان منذر ایرانی بود که پس از چندی دوباره بحرین از زیر کنترل اعراب خارج شد و ایرانیان بر آنجا حکمرانی کردند . در زمان علی برخی از طوایف بحرین از دادن خراج سر بازدند ولی در خلافت عمر بحرین خراجهای هشتصد هزار درهم و پانصد هزار درهم به خلیفه پرداخت می کرد .

منبع قسمت تاریخچه:

http://persiangulfstudies.com/Fa/index.asp?p=pages&ID=184