نوروزتان پیروز
باز کن پنجره را
که بهاران آمد
که شکفته گل سرخ
به گلستان آمد
به جمشيد بر، گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز و فروردين بر آسوده از رنج، تن دل، زكين
بزرگان به شادی بياراستند می و جام و رامشگران خواستند
چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار
نوروز باستانی این جشن اهورایی این نگین همیشه پرشکوه
بر هم میهنان گرامی و پارسی زبانان سراسر گیتی و همه مردمانی که این جشن بزرگ را گرامی می دارند خجسته و پیروز باد...![]()
پیشاپیش آغاز سال نو (۷۰۳۲ میترایی آریایی-۳۷۴۸ زرتشتی-۲۵۶۹ شاهنشاهی و ۱۳۸۹ کوچی خورشیدی) را نیز به هم میهنان گرامی شادباش می گویم.
جشن نوروز پر بار از فرزانش كهن ايراني است
منوچهر ارغواني -جشن نوروز جمشيدي، روز اورمزد، روز نخست فروردين ماه، آغاز بهار در روی زمين بر پايهي سنجيده ترين اندازه گيري اخترشناسی و گاهشماری در جهان، بزرگترين و باشكوه ترين جشن كهن در همهي ایران بزرگ است.
جشن نوروز از نخستين روز بهار همراه با شكوفهي درختان و سرسبزی نهاد (طبيعت، Nature) و شادی آغاز میشود. برابر با گفتهي باستان شناسان، در گذشته اين جشن يك ماه به درازا ميكشيد ولي امروز تا جشن سيزده دنبال ميشود.
جشن نوروز را بسياری از بزرگان جهان باشكوه ترين جشن گيتي ناميدهاند و بزرگترين جشن مردمي ايرانيان است كه از روزگاران بسيار دور براي ما به يادگار مانده است و بنياد ميتُخت (اسطوره، Myth) آن را به جمشيد شاه پيشدادي پيوند ميدهند، همچنانكه اين جشن تا امروز به نام جشن نوروز جمشيدی آوازه مند است.
گويند به زمان جمشيد شاه سرما و توفان بزرگی ايرانويچ را فرا میگيرد و در پايان سال سوم، در آغاز بهار سرما و توفان به پايان میرسد و به شادی آن، جشن بزرگی برپا می كنند، كه جشن نوروز مینامند.
داستان ديگری چنين میگويد: جمشيد شاه پس از يك زنجيره بهسازيهاي چپيرهاي (اجتماعى) بر تخت زرين نشست و دوري (فاصله) ميان دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز، روز هرمزد از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى را از وى بديدند، جشن گرفتند و آن روز را نوروز خواندند.
و داستانی دیگر اینکه جمشيد علما را فرمود که آن روز که من بـنـشـسـتم به مظالم، شما نزد مي باشيد تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمايـيـد، تا من آن کنم. و آن روز که به مظالم نشـسـت روز هرمز بود از ماه فروردين. پس آن روز رسم کردند.
به نوشته گرديزي، جمشيد جشن نوروز را به شکرانهً اين که خداوند " گرما و سرما و بيماري و مرگ را از مردمان گرفت و سيصد سال بر اين جمله بود " برگزار کرد و هم در اين روز بود که " جمشيد بر گوساله اي نشست و به سوي جنوب رفت به حرب ديوان و سياهان و با ايشان حرب کرد و همه را مقهور کرد. " و سرانجام خيام مي نويسد که جمشيد به مناسبت باز آمدن خورشيد به برج حمل، نوروز را جشن گرفت : سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بود، يکي آنکه هر سيصد و شصت و پنج شبان روز به اول دقيقه حمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدين دقيقه نتواند از آمدن، چه هر سال از مدت همي کم شود؛ و چون جمشيد، آن روز دريافت ( آن را ) نوروز نام نهاد و جشن و آيـيـن آورد و پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا کردند.
در خور يادآوري است که جشن نوروز پـيـش از جمشيد نيز برگزار مي شده و ابوريحان نيز، با آنکه جشن را به جمشيد منسوب مي کند، ياد آور مي شود که، " آن روز را که روز تازه اي بود جمشيد عيد گرفت؛ اگر چه پـيـش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود " . گذشته از ايران، در آسياي صغير و يونان، برگزاري جشن ها و آيـيـن هايي را در آغاز بهار سراغ داريم. در منطقهً ليدي و فري ژي، براساس اسطوره هاي کهن، به افتخار سي بل، الههً باروري و معروف به مادر خدايان، و الههً آتيس جشني در هنگام رسيدن خورشيد به برج حمل و هنگام اعتدال بهاري، برگزار مي شد. مورخان از برگزاري آن در زمان اگـُوست شاه در تمامي سرزمين فري ژي و يونان و ليدي و آناتولي خبر مي دهند. به ويژه از جشن و شادي بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارس ( 4 تا 7 فروردين ) .
صدرالدين عيني دربارهً برگزاري جشن نوروز در تاجيکستان و بخارا ( ازبکستان ) مي نويسد: ... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستـني ها، راست آمدن اين عيد، طبـيـعت انسان هم به حرکت مي آيد. از اين جاست که تاجيکان مي گويند : " حمل، همه چيز در عمل ". در حقيقت اين عيد به حرکت آمدن کشت هاي غله، دانه و سر شدن ( آغاز ) کشت و کار و ديگر حاصلات زميني است که انسان را سير کرده و سبب بقاي حيات او مي شود. وي در جاي ديگر مي گويد : در بخارا " نوروز " را عيد ملي عموم فارسي زبانان است، بسيار حرمت مي کردند. حتي ملاي ديني به اين عيد که پيش از اسلاميت، عادت ملي بوده، بعد از مسلمان شدن هم مردم اين عيد را ترک نکرده بودند، رنگ ديني اسلامي داده، از وي فايده مي بردند. از آيت هاي قرآن هفت سلام نوشته به " غولونگ آب " که خوردن وي در نوروز از عادت هاي ملي بيـش تره بوده، تر کرده مي خوردند. ولي برگزاري شکوهمند و باورمند و همگاني اين جشن در دستگاه هاي حکومتي و سازمان هاي دولتي و غير دولتي و در بيـن همهً قشرها و گروه هاي اجتماعي، بي گمان، از ويژگي هاي ايران زمين است، که با وجود جنگ و ستيزها، شکست ها و دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي، اعتقادي، علمي و فني، از روزگاران کهن پا بر جا مانده، و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ هاي ديگر نيز راه يافته است؛ و در مقام مقايسه، امروز جامعـه و کشوري را با جشن و آيـيـن چندين روزه اي، که چنين همگاني و مورد احترام و باور خاص و عام، فقير و غني، کوچک و بزرگ و بالاخره شهري و روستايـي و عشايـري باشد، سراغ نداريم.
جشن نوروز پر بار از فرزانش كهن ايراني است و هنوز جای بسيار برای كاوش دارد و هرچه گفته شود كم است. اگر به گذشته باز گرديم و آيينهاي فراموش شدهاي همچون بابا نوروز (عمو نوروز)، خواجه پیروز (حاجي فيروز)، پنجه يا بهيزك و... را نيز به آن بيافزاييم، خواهيم ديد كه جشن نوروز بسيار گستردهتر از آن چيزي است كه امروز هست.
جشن نوروز با همهي دشمنیهايی كه در درازاي زمان ديده و میبيند، هنوز استوار و پا برجا خود را به رخ جشن های جهان ميكشد.
سبزه يا ششه:
ايرانيان باستان ده روز مانده به جشن نوروز، به انگيزهي فراوانی در سال نو، سه سينی سبزه از گندم و جو و ارزن به نماد هومت = پندار نيك، هوخت = گفتار نيك و هوورشت = كردار نيك، می كاشتند. رنگ سبز آنان، رنگ پاترمی (ملی) ايرانيان و كيش زرتشت است كه نماد امرداد امشاسپند "بی مرگی و جاودانگی" است و آن را مايهي بالندگی فروَهر درگذشتگان میدانستند.
همچنين در گذشته ايرانيان باستان دانههاي گندم، جو، برنج، لوبيا، ميچوك (عدس)، ارزن، نخود، كنجد، باسمر (باقلا)، كاجيله، بلال، و ماش به شماره دوازده ماه را در ستونهايی از خشت خام بر ميآوردند كه باليدن هر يك را به شگون نيك ميگرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو مايهي فزوني و باروری خواهد بود.
مدت برگزاري جشن هايي چون مهرگان، يلدا، سده و بسياري ديگر، معـمولا يک روز ( يا يک شب ) بـيشتر نيست. ولي جشن نوروز، که درباره اش اصطلاح " جشن ها و آيـيـن هاي نوروزي " گوياتر است، دست کم يک يا دو هفته ادامه دارد. ابوريحان بيروني مدت برگزاري جشن نوروز را، پس از جمشيد يک ماه مي نويسد.
چون جم درگذشت، پادشاهان همه روزهاي اين ماه را عيد گرفتند. عيدها را شش بخش نمودند : 5 روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، 5 روز دوم را به اشراف ،5 روز سوم را به خادمان و کارکنان پادشاهي، 5 روز چهارم را به نديمان و درباريان، 5 روز پنجم را به توده مردم و پنجه ششم را به برزيگران.
کمپفر در سفرنامهً خود آورده که، در زمان شاه سليمان صفوي، مهماني ها، تفريح و جشن هاي نوروز در ميدان هاي عمومي تا سه هفته طول مي کشيد. "درو ويل" مدت تعطيلي جشن نوروز را در زمان فتحعليشاه دو هفته مي نويسد. ولي برگزاري مراسم نوروزي امروز، دست کم از پنجه و " چهارشنبه آخر سال " آغاز و در " سيزده بدر " پايان مي پذيرد.
انديشه و فرزانش خانه تكاني:
ايرانيان باستان و زرتشتيان امروز بر اين باور هستند كه فروَهر مردگان {ريشه واژهي فروردين} در اين روزها براي سركشي بازماندگان خود به زمين فرود ميآيند و اگر خانه را پاكيزه، آراسته و بستگانشان را شاد ببينند، شادمند ميشوند و برای باز ماندگان خود نيايش ميكنند و گر نه، اندوهگين و افسرده باز ميگردند.
با خانه تكاني، كاشانهي خود را برای برگزاری باشكوه تر جشن نوروز از بيرون و درون پاكيزه، آماده و آراسته میكنند. خانه تكانی همچنين نشان از فرزانش كهن ايرانی دارد كه میگويد در پی آشفتگی، آراستگی و پاكيزگی می آيد.
هفت سين:
يكي ديگر از آيين و پيك نوروزی سفرهي هفت سين است كه شمار آن از هفت امشاسپندان آيين زرتشت سرچشمه ميگیرد. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری، ريشهي واژهي هفت سين را از چيدن "هفت سينی" بر خوان نوروزی ميداند كه به آن هفت سينی ميگفتند و با گذشت زمان و افتادن "ي" پاياني آن به گونه هفت سين در آمده. به گفتهي او هنوز هم در برخي از روستاهای ايران اين سفره را، سفرهي هفت سينی مي گويند.
چيزهايي که روی سفرهي هفت سين می چينند بدين شمارند:
خانواده های زرتشتی سه قاب از سبزه به نماد اندیشه نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک بر خوان می نهنند تا موجب فراوانی در سال نو شود رنگ سبز آن رنگ ملی ایرانیان و نماد امرداد امشاسپند می باشد .
سمنو( مایه خمیر) که نماد خوبی برای زایش و باروری گیاهان توسط فروهرهاست و از جوانه های ناز رسیده گندم تهیه می شود
سنجد بو و شکوفه آن سرچشمه دلدادگی باروری و زايندگى و عشق است
سماق چاشنی و محرک شادی در زندگی به شمار می روند
سیر و سرکه برای گندزدایی و پاکیزگی می باشد
آب و ماهی سرخ نماد خورداد امشاسپند به معنی سرزندگی و شادابی و تندرستی، رسائي است
سیب سرخ (میوه جات) نماد سپندارمزد امشاسپند ، فروتنی و مهر و شيدايي
سکه نماد ی از شهریور امشاسپند(نگهبان فلزات )به نیت درآمد و ثروت انتخاب شده است و شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى و نیرومندي
کتاب مقدس هم یکی از پایه اصلی خوان نوروزی به تناسب مذهب خود کتاب مقدسی را که قبول دارد بر سر سفره می گذارد و نماد اهورامزدا است نسك (كتاب) سپند (مقدس، saint): نماد اهورامزدا {بر پايهي باور هر كسی، زرتشتيان: گاتها، يهويان: تورات، مسلمانان: قران، مسيحيان: انجيل و برخی حافظ و...}
آینه و آفرینگان (شمعدان) نماد اردیبهشت امشاسپند به معنی نور روشنایی و حتما با ید در بالای سفره جای بگیرد
شیر و تخم مرغ نماد وهمن امشاسپند و پندار نیک و نوزايی به معنای نطفه و باوری وزایش است
نان و پنیر و سبزی نقل شبرینی و آجیل همگی نمادی از داده های اهورایی میباشد
اسپند و آويشن: نماد تندرستی و فرخندگي
نارنج: نماد گوی زمين و گردی آن
گلاب: نماد آب ريزان يا آب پاشان
انار: نماد پارسايی و پاكي
برگزاری جشن نوروز:
زرتشتيان و یا ایرانیان کهن در نخستين بامداد نوروز در كنار چهارچوب پايين در ورودی خانه اندكی آويشن ميريزند كه نشان برپايی جشن در آن خانه است.
زرتشتيان در نخستين روز سال نو به نيايشگاه مكان زندگی خود میروند تا سال نو را با همبستگی با يكديگر و نيايش به درگاه اهورامزدا آغاز نمايند و سپس مانند هر ايرانی ديگر به ديدار بزرگان، خويشاوندان و آشنايان ميروند.
دوستان گرامی روایات بسیاری پیرامون هفت سین و هفت شین (شهد، شکر، شيريني، شراب، شببو، شالين، شبدر) و حتی هفت چین وجود دارد...اما ما امروز هفت سین را می چینیم و خود این سفره فدمتی چند سد(صد) برابر برخی کشور ها دارد... در مورد هفت شین هم نمی توان مطمئن بود زیرا که اگر آنگونه بوده است پس شراب واژه ای تازیست و نمی توانسته پیش از یورش تازیان بوده باشد...
بخشی از این نوشته مربوط به تارنمای خبری زرتشتیان(همازور) و بخشی برای آرشیو تارنما در سال های پیش بود.