سیلک کاشان

نفس در سینه ها حبس شده بود ؛ خاک ها را آرام آرام کنار می زدند ؛ همه مراقب بودند تا به چیزی آسیب وارد نشود . هرلایه ای از خاک کنار می رفت ، گویی بخشی از حافظه تاریخی یک قوم آشکار روزگار کهن ، ما را به ادامه کار دلگرم می کرد . کلنگ به جایی سفت برخورد می کند ! شاید ردی از یک دیوار باشد ؛ گوشه ای از یک معبد ، دیوار یک خانه ، یا ... ناگهان برق شوق در چشمها می درخشد . انگار سرنخی پیدا شده است . یکبار دیگر ، صفحه ی اول شناسنامه را که پیش رویم گذاشته اند مرور می کنم . نام : سیلک . نام قدیم : سی ارگ ، سپید ارگ . شماره شناسنامه : 38 . محل صدور : کاشان . تاریخ تولد : هزاره ی ششم پیش از میلاد .

آری ، ما در محوطه ای باستانی سیلک بودیم ؛ در دل شهر کاشان ؛ جایی که گفته می شود کهن ترین شهر جهان است ، چرا که به استناد کاوشهای باستان شناسی ، زندگی در آن ، نزدیک به 7500 سال است که بی وقفه جریان دارد . اعضای گروه باستان شناسی با کند و کاو در لایه های تپه ی باستانی ، می خواهند به ناگفته های پیشینیان دست یابد . گویی هر بار که کلنگشان به زمین برخورد می کند و لایه ای دیگر از خاک کنار می رود ، متن دفترچه ی خاطرات دست یابیم و از اسرار نهفته در آن ، آگاه شویم . با وجود ارزشهای فرهنگی – تاریخی نهفته در دل تپه های سیلک کاشان و با قدمتی چند هزار ساله ، می گویند تا 70 سال پیش هیچ کس از اهمیت آن آگاه نبوده است .

 

به گفته ی مدیر میراث فرهنگی کاشان ، قدیمی ترین مرجعی که تنها اشاره ای بسیار کوتاه به سیلک کرده ، کتاب " مرآت القاسان " عبدالکریم کلانتر ضرابی کاشانی ،متعلق به اواخر قرن 13 ه. ق است .
مهندس سیف اله امینیان می افزاید : " ضرابی در این کتاب از سیلک به عنوان یکی از قلعه های قدیمی به نام سی ارگ نام می برده . در وجه تسمیه نیز می گوید که چون رنگ خاکش نسبت به خاک اطراف سفید تر است ، موسوم به سپید ارگ شده که به مرور به سی ارگ و سپس به سیلک تغییر نام داده است .
دکتر صادق ملک شهمیرزادی که سرپرستی گروه باستان شناس فرانسوی ، کلنگ حفاری را بر تپه های سیلک نشاند ، نزدیک به 70 سال می گذرد . در آن تاریخ ، سیلک محوطه باستانی وسیعی بود، کنار روستای " دیزچه " در سمت راست جاده ای که کاشان را به فین متصل می کرد . محوطه ی سیلک در 24 شهریور 1310 خورشیدی با شماره ی 38 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این منطقه دو تپه شمالی و جنوبی را با فاصله 600 متردر بر می گرفت و در اطراف تپه جنوبی دو گورستان باستانی قرارداشت .
دکتر ملک می افزاید : رومن گیرشمن (1895-1979) یکی از برجسته ترین باستان شناسان بود که نزدیک به نیم قرن در ایران به کاوش و پژوهش پرداخت . شاید نتیجه کاوشهای او در سیلک بود که این محوطه باستانی را سرآمد کرد ، به گونه ای که نام سیلک به بیشتر کتابهای باستان شناسی دنیا راه یافت . کاوشهای این باستان شناس فرانسوی در تپه های شمالی و جنوبی و دو گورستان منطقه ، به کشف آثاری از کهن ترین دوران استقرار در فلات مرکزی ایران ( از 7500 تا 3000 سال پیش ) منجر شد . از اینرو ، چون در حال حاضر محوطه باستانی سیلک در داخل محدوده ی شهر کاشان قراردارد ، شاید بتوان کاشان را کهن ترین شهر کاشان دانست که زندگی در آن ، از 7500 سال پیش تا امروز استمرار داشته است .
این باستان شناس می افزاید : متأسفانه به علت گسترش بی رویه ی ساخت و سازهای شهری ، دیوارهای بلند و ساختمان های متعدد در عرصه و حریم این محوطه ی باستانی تا جایی قد علم کرده اند که دو تپه از یکدیگر جدا شده اند و به زحمت از بالای یکی ، دیگری را می توان دید. علاوه براین ، دیگر کوچکترین اثری هم از دو گورستان وجود ندارد ، این دو محوطه به کلی محو و نابود شده اند .
با روشن شدن هوا ، گویی از سوز و سرمای زمستانی کاسته می شود . آرام و آهسته بر سیلک 7500 ساله قدم می زنیم دکتر ملک با صبر و حوصله درباره ی مدارک کشف شده از قدیمی ترین زیگورات جهان در این منطقه می گوید که رومن گیرشمن در گزارشهای خود به سازه ی عظیم اشاره می کند و می نویسد : قسمتی از این بنای خشتی عظیم بر روی سکویی که همان مصطبه بوده ، بنا شده است ؛ و در پایان نتیجه می گیرد شبیه این نوع سازه ها را در شهرهای اوررارتویی و مادی ادوار بعد نیز می توان مشاهده کرد . پس از وی پژوهشگران دیگری آمدند ، آنها بدون توجه به نکات ظریفی که گیر شمن در توصیف سازه ی عظیم به کاربرده است ، گفتند این سازه ی عظیم یک دژ مادی است . اما هیأتی که مسئولیت اجرای طرح کاوش مجدد سیلک را به عهده داشت ، در جریان آوار برداری پی برد که آنچه گیرشمن به عنوان سازه ی عظیم نام برده ، در واقع بخشهایی از کهن ترین زیگوراتی است که تاکنون در جهان باستان ( ایران و بین النهرین ) شناسایی شده است .
گفته می شود از سی ودو زیگوراتی که تا کنون در ایران و عراق کشف شده ، یازده مورد براساس متون تاریخی و بیست و یک مورد براساس کشفیات باستان شناسی شناسایی شده اند . از این تعداد ، پنچ زیگورات در ایران و بیست و هفت زیگورات در عراق کنونی قرار دارند . در این بین ، زیگورات سیلک ، کهن ترین آنهاست که قدمت آن به 4500 تا 4700 سال پیش می رسد که این دوره ، با آغاز نگارش و استفاده از خط همزمان است . دکتر ملک می گوید : " در مراحل قبلی ، با آوار برداری و بازپیرایی قسمت هایی از پا گرد ، بخشهایی از اولین سکو به ابعاد 56 متر شرقی – غربی و 45 متر شمالی – جنوبی ، قسمت هایی از دومین سکو ، قسمت کوچکی از دو رج خشت چینی دیواره ی شمالی سومین سکو و نیز بخشهایی از بالاترین راه شیب دار بالا رو مشخص شد و دیگر ابهامی باقی نمانده که با بقایای یک زیگورات روبه رو هستیم ، با حداقل سه طبقه سکو که چهار گوشه آن در چهار اصلی بود.
به گفته ی این باستان شناس ، شگفت آور ترین قسمت در ساختمان این زیگورات ، دو نیم برجک مخروطی شکل است که در سطح اولین سکو و متصل به دیواره ی شرقی دومین سکو اضافه شده بود . با توجه به اینکه چهار گوشه ی این زیگورات به سمت چهار جهت اصلی است ، به نظر می رسد که این برجکها پس از پایان یافتن ساختمان اصلی زیگورات ، به قسمت شرقی اولین سکوی آن افزوده شده اند . یعنی به قسمتی که هرروز صبح ، نخستین شعاع خورشید با مدادی به آن می تابد و براین اساس ، شاید بتوان نوعی نیایش خورشید را با زیگورات سیلک ارتباط داد .
حالا دیگر به کنار زیگورات رسیده ایم و گرمای خورشید را برصورتمان احساس می کنیم . به نظر می رسد در فضای تاریخی زیگورات وارد شده ایم . باد که از سمت مقابل میوزد ، پس از عبور از گوشه های زیگورات گویی صداهایی را به گوشمان می رساند ، به راستی مردم آن زمان در اینجا چه مناجاتی داشته اند ؟ سرپرست طرح سیلک در توضیح مفهوم زیگورات می گوید : زیگورات به بنای پله ای بزرگی گفته می شود که ابعاد هر طبقه ی آن نسبت به طبقه ی پایین تر کوچک تر می شود . درست مانند چند جعبه ی مکعب که به ترتیب ابعاد تا آخرین و کوچکترین آن روی هم قرار گرفته باشند .
این باستان شناس می افزاید : زیگورات کلمه ای آلمانی است و به این گونه معماری مذهبی گفته می شود . در زبان سومری نام این بناها ، زیقورات است که کوه یا بلندی معنی می دهد و در ایلامی زقرتوویا کوکونو نامیده می شود . گفته می شود کوکونو نام معبدی بوده که بربالای آخرین سکو ساخته می شده استو مجسمه ی خدای حامی شهر را که زیگورات در کنار معبد اصلی آن ساخته می شد آنجا قرار می دادند . دسترسی به مجسمه تنها برای والاترین کاهن یا کاهنی شهر امکان پذیر بود . بعدها کوکونو در زبان ایلامی ، نامی خاص برای زیگورات شد . دکتر صادق ملک شهمیر زادی اضافه می کند : درزبان سومری ، به معبد ساخته شده بربالای آخرین سکو شخورو به معنی اتاق انتظار و یا اتاق گذرگاه گفته می شد . درزبان بابلی هم معبد بالای زیگورات گی گونو نام داشت .
وقتی شنیدیم در ساخت زیگورات بیش از یک میلیون و 250 هزار خشت در ابعاد 15*35*35 سانتیمتر به کار رفته ، این سوال برایمان پیش آمد که این بنا توسط چند نفر و طی چه مدت ساخته شده است ؟
کاوشگر سیلک معتقد است ، پاسخ به اینگونه پرسشها نیازمند زمان است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند چه وقت ، پرده از ابهامات این زیگورات کنار می رود .
او می گوید : ما در اینجا با پرسشهای بسیاری مواجه بوده ایم برای مثال عدد 0 به صورت چشمگیر و در اندازه های مختلف در ساختمان زیگورات به کاررفته است ؛و معلوم نیست این عدد در زمان احداث زیگورات چه نقشی داشته است ؟ برای نمونه اندازه ی خشت ها در ابعاد سه گانه به پنج ختم می شود : ( 15*35*35) . طول و عرض سکوی اول (45*45) ، سکوی دوم (35*35) و سکوی سوم (25*25) همگی به عدد پنج ختم می شوند . دکتر می افزاید : از آنجا که زیگورات برای احترام و تقدیس خدا یا خدایان آن دوره ساخته می شده ، نمی دانیم زیگورات سیلک برای تقدیس و احترام به کدام خدا و یا خدایان ساخته شده است ؟ اما با توجه به محل افزوده های بعدی بربالای سکوی اول که به گونه ای انتخاب شده تا نخستین پرتو خورشید آن را روشن کند ، آیا می توان تصور کرد که در اندیشه ی اعتقادی ساکنان باستانی سیلک ، خورشید در جایگاه والاتری نسبت به سایر پدیده های طبیعی قرار داشته است ؟ همچنین ، سازنده ی زیگورات اطلاعات نجومی و ریاضی برای انجام محاسباتی تا به این اندازه دقیق را چگونه به دست آورده بود و آیا درزمان ساخت زیگورات عدد "صفر" شناخته شده بود ؟
از سوی دیگر ، زیگورات هایی که تاکنون شناسایی شده اند ، معمولأ بخشی از یک مجموعه ی بزرگ مذهبی در قسمتی از کلان شهرها بوده اند ؛ با توجه به این که امروزه زیگورات سیلک ، بیشتر در بخش تپه ی جنوبی واقع شده است ، این پرسشی است که کارشناسان رشته های مختلف به دنبال یافتن پاسخ هایی برای آنها هستند . پرسشها پشت سرهم دربرابرمان قرارداشتند . علامت سوال بزرگی ، ما را رها نمی کرد . گویی در مکانی کهن و قدیمی واقعاً به دنبال دفترچه ی خاطرات می گشتیم تا کنجکاوی مان را برطرف کند . نسیمی می وزد و لایه ای از خاک نرم باستانی برسرو رویمان می نشاند . احساس می کنیم برگه های دفترچه ورق می خورد و خاک هایش به صورت مان می چسبد .
سرپرست هیأت باستان شناسی سیلک می گوید : این هیأت علاوه برکشف این زیگورات ، موفق شده است ، د رفاصله ای بین دو تپه ی شمالی و جنوبی و درعمق شش و نیم متری ، بستر رودخانه ای که در حدود 6500 سال پیش از میان دو تپه عبورمی کرده و آب مورد نیاز ساکنان محوطه ی باستانی سیلک را تأمین کرده است ، شناسایی کند .
وی می افزاید : با فاصله ای کمی از آن و درعمق شش متری از سطح زمین های اطراف ، آثاری مشابه با تپه ی شمالی به دست آمده است که نشان می دهد ، از حدود 6100 سال پیش تاکنون ، سطح دشت در نتیجه ی رسوب های ناشی از آب ، باران ، برف و باد حدود شش متر بالاتر آمده است .
سرپرست طرح بازنگری سیلک امیدوار است که با بهره گیری از تخصص های مختلف نظیر دیرین جانور شناسی ، گیاه شناسی ، زمین ریخت شناسی و ... به اطلاعات همه جانبه ای درباره ی سیلک باستان دست یابند . عصر زمستانی فرارسید ؛ غروب آفتاب در پشت تپه های سیلک تماشایی است . گویی زیگورات کهن هم به خواب رفته بود ، تا شاید فردا بار دیگر با تابش نخستین اشعه های خورشید ، باز هم صدای راز و نیاز مردم باستان را ، از پس هزاره ها ، به گوشمان برساند .

این نوشتار تا حدودی برداشتی از وبلاگ ایرانگردی و جهانگردی است jahangardi-irangardi.blogfa.com