
فردوس تا سال 1308 تون نامیده می شد در كتاب های تاریخی و سفر نامه ها، بسیار از آن یاد شده است.بررسی های باستان شناسی و همچنین وجود محوطه ها و تپه های باستانی رونق این منطقه را تا پیش از اسلام و به خصوص در عصر تاریخی به اثبات رسانده است.

تون یكی از مناطق قهستان بوده كه بعد از الموت دومین مركز فرقه اسماعیلیه به حساب می آمده كه تا حمله مغول دوام داشته است و آثار به جا مانده از قلعه های آن زمان چون قلعه حسن آباد و كوه قلعه فردوس در حال حاضر نیز قابل مشاهده می باشد.جیهانی در اثر ارزشمند خود »اشكال العالم« از تون به عنوان شهری آباد و بزرگ یاد می كند و ناصر خسرو قبادیانی نیز در قرن پنجم از وجود چهار صد كارگاه زیلوبافی در شهر تون خبر داده است.
جاذبه تاریخی فرهنگی از مهم ترین جاذبه های موجود در این خطه است كه شامل مجموعه شهر قدیم تون می شود كه در آن جاذبه های ارزشمند تاریخی فراوانی از قبیل مسجد جامع قدیم (قرن پنجم و ششم ه.ق) می باشدمسجد به سبك خراسانی با دو ایوان ساخته شده كه بنای آن مربوط به دوره سلجوقی است و در شرق حیاط آن شبستانی بزرگ معروف به شبستان آخوند ملااكبر قرار داشته كه دارای 100 ستون قطور بوده كه در زلزله سال 1347 به طور كلی از بین رفته است.
مسجد آب انبار و حمام كوشك نیز از دیگر جاذبه های شهر تون می باشد كه در شرق آن و در مجاور دروازه قاین، مسجد كوشك قرار دارد و در جلوی محراب آن كتیبه ای مزین به گچ بری گل و بوته با تاریخ (554 ه.ق) بوده است.بر اساس شواهد معماری موجود و فرم مسجد، بنای اولیه آن به اوایل اسلام بر می گردد.در جلوی ایوان ورودی مسجد كوشك، داخل زمین حمامی با همین نام ساخته شده كه متعلق به دوره تیموری است.در شمال ورودی مسجد هم آب انباری با همان نام دیده می شود كه از قدمت زیادی برخوردار می باشد.منزل افراشته، مدرسه علمیه، حمام فیروزه، حوض سیدی، پارك ملت، آب انبارهای بازار، قلعه، سادات، جوگی منزل رسایی و بقعه متبركه سلطان محمد و سلطان ابراهیم از دیگر جاذبه های شهر قدیمی تون محسوب می شوند.
استقرار در محور ارتباطی و ترانزیتی بیرجند- مشهد و یزد - مشهد، برخورداری از جاذبه های متنوع گردشگری، برخورداری از توانایی ها در زمینه محصولات باغی و زراعی كه جنبه صادراتی با كیفیت خیلی بالا می باشند، وجود پیشینه تاریخی فرهنگی غنی، زمینه مناسب برای مشاركت مردم برای توسعه این منطقه و همچنین پیشینه آن در صنایع دستی چون پارچه بافی (تون بافی)، سفالگری، برك بافی، قالی، گلیم، نمد مالی، مشبك و معرق كاری از جمله قابلیت های موجود در این منطقه نمونه گردشگری می باشد.
محدوده دیگر این منطقه نیز برای احداث تاسیساتی مانند مهمان سرا و دیگر خدمات مربوط به گردشگران پیش بینی شده است.همچنین ورودی شهر تاریخی تون هم برای ایجاد تاسیسات مربوط به گردشگران در نظر گرفته شده است.
+
نوشته شده در
88/04/26ساعت 13:1 توسط امیر حسین
|
|

سیلک کاشان
نفس در سینه ها حبس شده بود ؛ خاک ها را آرام آرام کنار می زدند ؛ همه مراقب بودند تا به چیزی آسیب وارد نشود . هرلایه ای از خاک کنار می رفت ، گویی بخشی از حافظه تاریخی یک قوم آشکار روزگار کهن ، ما را به ادامه کار دلگرم می کرد . کلنگ به جایی سفت برخورد می کند ! شاید ردی از یک دیوار باشد ؛ گوشه ای از یک معبد ، دیوار یک خانه ، یا ... ناگهان برق شوق در چشمها می درخشد . انگار سرنخی پیدا شده است . یکبار دیگر ، صفحه ی اول شناسنامه را که پیش رویم گذاشته اند مرور می کنم . نام : سیلک . نام قدیم : سی ارگ ، سپید ارگ . شماره شناسنامه : 38 . محل صدور : کاشان . تاریخ تولد : هزاره ی ششم پیش از میلاد .

|
|
آری ، ما در محوطه ای باستانی سیلک بودیم ؛ در دل شهر کاشان ؛ جایی که گفته می شود کهن ترین شهر جهان است ، چرا که به استناد کاوشهای باستان شناسی ، زندگی در آن ، نزدیک به 7500 سال است که بی وقفه جریان دارد . اعضای گروه باستان شناسی با کند و کاو در لایه های تپه ی باستانی ، می خواهند به ناگفته های پیشینیان دست یابد . گویی هر بار که کلنگشان به زمین برخورد می کند و لایه ای دیگر از خاک کنار می رود ، متن دفترچه ی خاطرات دست یابیم و از اسرار نهفته در آن ، آگاه شویم . با وجود ارزشهای فرهنگی – تاریخی نهفته در دل تپه های سیلک کاشان و با قدمتی چند هزار ساله ، می گویند تا 70 سال پیش هیچ کس از اهمیت آن آگاه نبوده است .
|
|
|
به گفته ی مدیر میراث فرهنگی کاشان ، قدیمی ترین مرجعی که تنها اشاره ای بسیار کوتاه به سیلک کرده ، کتاب " مرآت القاسان " عبدالکریم کلانتر ضرابی کاشانی ،متعلق به اواخر قرن 13 ه. ق است . مهندس سیف اله امینیان می افزاید : " ضرابی در این کتاب از سیلک به عنوان یکی از قلعه های قدیمی به نام سی ارگ نام می برده . در وجه تسمیه نیز می گوید که چون رنگ خاکش نسبت به خاک اطراف سفید تر است ، موسوم به سپید ارگ شده که به مرور به سی ارگ و سپس به سیلک تغییر نام داده است . دکتر صادق ملک شهمیرزادی که سرپرستی گروه باستان شناس فرانسوی ، کلنگ حفاری را بر تپه های سیلک نشاند ، نزدیک به 70 سال می گذرد . در آن تاریخ ، سیلک محوطه باستانی وسیعی بود، کنار روستای " دیزچه " در سمت راست جاده ای که کاشان را به فین متصل می کرد . محوطه ی سیلک در 24 شهریور 1310 خورشیدی با شماره ی 38 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این منطقه دو تپه شمالی و جنوبی را با فاصله 600 متردر بر می گرفت و در اطراف تپه جنوبی دو گورستان باستانی قرارداشت . دکتر ملک می افزاید : رومن گیرشمن (1895-1979) یکی از برجسته ترین باستان شناسان بود که نزدیک به نیم قرن در ایران به کاوش و پژوهش پرداخت . شاید نتیجه کاوشهای او در سیلک بود که این محوطه باستانی را سرآمد کرد ، به گونه ای که نام سیلک به بیشتر کتابهای باستان شناسی دنیا راه یافت . کاوشهای این باستان شناس فرانسوی در تپه های شمالی و جنوبی و دو گورستان منطقه ، به کشف آثاری از کهن ترین دوران استقرار در فلات مرکزی ایران ( از 7500 تا 3000 سال پیش ) منجر شد . از اینرو ، چون در حال حاضر محوطه باستانی سیلک در داخل محدوده ی شهر کاشان قراردارد ، شاید بتوان کاشان را کهن ترین شهر کاشان دانست که زندگی در آن ، از 7500 سال پیش تا امروز استمرار داشته است . این باستان شناس می افزاید : متأسفانه به علت گسترش بی رویه ی ساخت و سازهای شهری ، دیوارهای بلند و ساختمان های متعدد در عرصه و حریم این محوطه ی باستانی تا جایی قد علم کرده اند که دو تپه از یکدیگر جدا شده اند و به زحمت از بالای یکی ، دیگری را می توان دید. علاوه براین ، دیگر کوچکترین اثری هم از دو گورستان وجود ندارد ، این دو محوطه به کلی محو و نابود شده اند . با روشن شدن هوا ، گویی از سوز و سرمای زمستانی کاسته می شود . آرام و آهسته بر سیلک 7500 ساله قدم می زنیم دکتر ملک با صبر و حوصله درباره ی مدارک کشف شده از قدیمی ترین زیگورات جهان در این منطقه می گوید که رومن گیرشمن در گزارشهای خود به سازه ی عظیم اشاره می کند و می نویسد : قسمتی از این بنای خشتی عظیم بر روی سکویی که همان مصطبه بوده ، بنا شده است ؛ و در پایان نتیجه می گیرد شبیه این نوع سازه ها را در شهرهای اوررارتویی و مادی ادوار بعد نیز می توان مشاهده کرد . پس از وی پژوهشگران دیگری آمدند ، آنها بدون توجه به نکات ظریفی که گیر شمن در توصیف سازه ی عظیم به کاربرده است ، گفتند این سازه ی عظیم یک دژ مادی است . اما هیأتی که مسئولیت اجرای طرح کاوش مجدد سیلک را به عهده داشت ، در جریان آوار برداری پی برد که آنچه گیرشمن به عنوان سازه ی عظیم نام برده ، در واقع بخشهایی از کهن ترین زیگوراتی است که تاکنون در جهان باستان ( ایران و بین النهرین ) شناسایی شده است . گفته می شود از سی ودو زیگوراتی که تا کنون در ایران و عراق کشف شده ، یازده مورد براساس متون تاریخی و بیست و یک مورد براساس کشفیات باستان شناسی شناسایی شده اند . از این تعداد ، پنچ زیگورات در ایران و بیست و هفت زیگورات در عراق کنونی قرار دارند . در این بین ، زیگورات سیلک ، کهن ترین آنهاست که قدمت آن به 4500 تا 4700 سال پیش می رسد که این دوره ، با آغاز نگارش و استفاده از خط همزمان است . دکتر ملک می گوید : " در مراحل قبلی ، با آوار برداری و بازپیرایی قسمت هایی از پا گرد ، بخشهایی از اولین سکو به ابعاد 56 متر شرقی – غربی و 45 متر شمالی – جنوبی ، قسمت هایی از دومین سکو ، قسمت کوچکی از دو رج خشت چینی دیواره ی شمالی سومین سکو و نیز بخشهایی از بالاترین راه شیب دار بالا رو مشخص شد و دیگر ابهامی باقی نمانده که با بقایای یک زیگورات روبه رو هستیم ، با حداقل سه طبقه سکو که چهار گوشه آن در چهار اصلی بود. به گفته ی این باستان شناس ، شگفت آور ترین قسمت در ساختمان این زیگورات ، دو نیم برجک مخروطی شکل است که در سطح اولین سکو و متصل به دیواره ی شرقی دومین سکو اضافه شده بود . با توجه به اینکه چهار گوشه ی این زیگورات به سمت چهار جهت اصلی است ، به نظر می رسد که این برجکها پس از پایان یافتن ساختمان اصلی زیگورات ، به قسمت شرقی اولین سکوی آن افزوده شده اند . یعنی به قسمتی که هرروز صبح ، نخستین شعاع خورشید با مدادی به آن می تابد و براین اساس ، شاید بتوان نوعی نیایش خورشید را با زیگورات سیلک ارتباط داد . حالا دیگر به کنار زیگورات رسیده ایم و گرمای خورشید را برصورتمان احساس می کنیم . به نظر می رسد در فضای تاریخی زیگورات وارد شده ایم . باد که از سمت مقابل میوزد ، پس از عبور از گوشه های زیگورات گویی صداهایی را به گوشمان می رساند ، به راستی مردم آن زمان در اینجا چه مناجاتی داشته اند ؟ سرپرست طرح سیلک در توضیح مفهوم زیگورات می گوید : زیگورات به بنای پله ای بزرگی گفته می شود که ابعاد هر طبقه ی آن نسبت به طبقه ی پایین تر کوچک تر می شود . درست مانند چند جعبه ی مکعب که به ترتیب ابعاد تا آخرین و کوچکترین آن روی هم قرار گرفته باشند . این باستان شناس می افزاید : زیگورات کلمه ای آلمانی است و به این گونه معماری مذهبی گفته می شود . در زبان سومری نام این بناها ، زیقورات است که کوه یا بلندی معنی می دهد و در ایلامی زقرتوویا کوکونو نامیده می شود . گفته می شود کوکونو نام معبدی بوده که بربالای آخرین سکو ساخته می شده استو مجسمه ی خدای حامی شهر را که زیگورات در کنار معبد اصلی آن ساخته می شد آنجا قرار می دادند . دسترسی به مجسمه تنها برای والاترین کاهن یا کاهنی شهر امکان پذیر بود . بعدها کوکونو در زبان ایلامی ، نامی خاص برای زیگورات شد . دکتر صادق ملک شهمیر زادی اضافه می کند : درزبان سومری ، به معبد ساخته شده بربالای آخرین سکو شخورو به معنی اتاق انتظار و یا اتاق گذرگاه گفته می شد . درزبان بابلی هم معبد بالای زیگورات گی گونو نام داشت . وقتی شنیدیم در ساخت زیگورات بیش از یک میلیون و 250 هزار خشت در ابعاد 15*35*35 سانتیمتر به کار رفته ، این سوال برایمان پیش آمد که این بنا توسط چند نفر و طی چه مدت ساخته شده است ؟ کاوشگر سیلک معتقد است ، پاسخ به اینگونه پرسشها نیازمند زمان است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند چه وقت ، پرده از ابهامات این زیگورات کنار می رود . او می گوید : ما در اینجا با پرسشهای بسیاری مواجه بوده ایم برای مثال عدد 0 به صورت چشمگیر و در اندازه های مختلف در ساختمان زیگورات به کاررفته است ؛و معلوم نیست این عدد در زمان احداث زیگورات چه نقشی داشته است ؟ برای نمونه اندازه ی خشت ها در ابعاد سه گانه به پنج ختم می شود : ( 15*35*35) . طول و عرض سکوی اول (45*45) ، سکوی دوم (35*35) و سکوی سوم (25*25) همگی به عدد پنج ختم می شوند . دکتر می افزاید : از آنجا که زیگورات برای احترام و تقدیس خدا یا خدایان آن دوره ساخته می شده ، نمی دانیم زیگورات سیلک برای تقدیس و احترام به کدام خدا و یا خدایان ساخته شده است ؟ اما با توجه به محل افزوده های بعدی بربالای سکوی اول که به گونه ای انتخاب شده تا نخستین پرتو خورشید آن را روشن کند ، آیا می توان تصور کرد که در اندیشه ی اعتقادی ساکنان باستانی سیلک ، خورشید در جایگاه والاتری نسبت به سایر پدیده های طبیعی قرار داشته است ؟ همچنین ، سازنده ی زیگورات اطلاعات نجومی و ریاضی برای انجام محاسباتی تا به این اندازه دقیق را چگونه به دست آورده بود و آیا درزمان ساخت زیگورات عدد "صفر" شناخته شده بود ؟ از سوی دیگر ، زیگورات هایی که تاکنون شناسایی شده اند ، معمولأ بخشی از یک مجموعه ی بزرگ مذهبی در قسمتی از کلان شهرها بوده اند ؛ با توجه به این که امروزه زیگورات سیلک ، بیشتر در بخش تپه ی جنوبی واقع شده است ، این پرسشی است که کارشناسان رشته های مختلف به دنبال یافتن پاسخ هایی برای آنها هستند . پرسشها پشت سرهم دربرابرمان قرارداشتند . علامت سوال بزرگی ، ما را رها نمی کرد . گویی در مکانی کهن و قدیمی واقعاً به دنبال دفترچه ی خاطرات می گشتیم تا کنجکاوی مان را برطرف کند . نسیمی می وزد و لایه ای از خاک نرم باستانی برسرو رویمان می نشاند . احساس می کنیم برگه های دفترچه ورق می خورد و خاک هایش به صورت مان می چسبد . سرپرست هیأت باستان شناسی سیلک می گوید : این هیأت علاوه برکشف این زیگورات ، موفق شده است ، د رفاصله ای بین دو تپه ی شمالی و جنوبی و درعمق شش و نیم متری ، بستر رودخانه ای که در حدود 6500 سال پیش از میان دو تپه عبورمی کرده و آب مورد نیاز ساکنان محوطه ی باستانی سیلک را تأمین کرده است ، شناسایی کند . وی می افزاید : با فاصله ای کمی از آن و درعمق شش متری از سطح زمین های اطراف ، آثاری مشابه با تپه ی شمالی به دست آمده است که نشان می دهد ، از حدود 6100 سال پیش تاکنون ، سطح دشت در نتیجه ی رسوب های ناشی از آب ، باران ، برف و باد حدود شش متر بالاتر آمده است . سرپرست طرح بازنگری سیلک امیدوار است که با بهره گیری از تخصص های مختلف نظیر دیرین جانور شناسی ، گیاه شناسی ، زمین ریخت شناسی و ... به اطلاعات همه جانبه ای درباره ی سیلک باستان دست یابند . عصر زمستانی فرارسید ؛ غروب آفتاب در پشت تپه های سیلک تماشایی است . گویی زیگورات کهن هم به خواب رفته بود ، تا شاید فردا بار دیگر با تابش نخستین اشعه های خورشید ، باز هم صدای راز و نیاز مردم باستان را ، از پس هزاره ها ، به گوشمان برساند .

این نوشتار تا حدودی برداشتی از وبلاگ ایرانگردی و جهانگردی است jahangardi-irangardi.blogfa.com |
+
نوشته شده در
88/04/13ساعت 18:7 توسط امیر حسین
|
گردي از راهي نمي خيزد سواران را چه شد
مرده اند از بيم یاران نامداران را چه شد
جز صداي جغدها چيزي نمي آيد به گوش
قمريان اخر كجا رفتند ساران چه شد
از هجوم كركسان شوم قلب من گرفت
بلبلان قرقاولان كبكان هزاران را چه شد
دور تا دور من از دشمن سياهي مي زند
دوستان ما كجارفتند ياران را چه شد
هركجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عطر نو بهاران را چه شد
+
نوشته شده در
88/04/09ساعت 20:28 توسط امیر حسین
|