تبليغاتX
تاریخ ایران
زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب رابه جایی رسیدست کار که تاج کیانی کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

واژه ایران

درود بر همه ايران دوستان وبر کورش کبير

ودرود بر شما دوستان ارجمند در اين وبلاگ ميخوام درباره ايران و ايرانی گپی بزنم و از ديدگاه دوستان ارجمندم بهره ببرم.هرچند شايد هر از گاهی درباره چيزای ديگه هم گپ بزنيم.

ايران يا همان Persia

واژه ايران به باور ديرينه شناسان از واژه آريان وئژ(Airyana vaezh) به معنی سرزمين آريايی گرفته شده است.خود واژه آريا به معنی نجيب يا نژاده است.

دليل اين نامگذاری بودن آريايی ها در فلات کنونی ايران است.نام ايران در کشورهای اروپايی تا پنجاه شصت سال پيش persia يا persien و نامهايی مانند اينها بود که از يونانی ها گرفته شده است زيرا يونانی ها فکر می کردند تنها پارس ها ايرانی هستند و ماد ها را دولت ديگری می پنداشتند.

برای نمونه در زبان انگليسی واژه هايی مانند Persian cat,Persian gulf ,... نمونه هايی از کاربرد اين واژه در زبان های اروپايی است.

واژه ايران يا پارس به زبان:

آلمانی:           Persien                 انگليسی: Persia              

در زمان رضاشاه پهلوی نام فرامرزی(بين المللی) ايران به persia تغيير نام يافت.

+ نوشته شده در  85/01/23ساعت 18:0  توسط امیر حسین  | 

جشن

مهرگان

ایرانیان قدیم هر روز از روز های ماه را به نامی می خواندند که در نزد آن ها مفهومی خاص داشت و در هر ماه هنگامی که نام روز و ماه با هم یکی می شد ،آن روز را جشن می گرفتند. به این جشن ها جشن های ماهانه می گفتند که هر یک بنابر مناسبتی خاص برگزار می شد. بدین ترتیب جشن های دوازده گانه سال عبارت بودند از : فروردینگان (19 فروردین)، اردیبهشتگان (3 اردیبهشت)، خوردادگان (6 خرداد)، تیرگان (13 تیر)، امردادگان (7 مرداد)، شهریورگان (4 شهریور)، مهرگان (16 مهر)، آبانگان (10 آبان)، آذرگان (9 آذر)، دیگان (8،15،23 دی)، بهمنگان (2 بهمن) و سپندارمذگان (5 اسفند) در میان تمامی جشن هایی که در ایران باستان متداول بود، دو جشن نوروز و مهرگان از سایر جشن ها با اهمیت تر بودند و در بزرگداشت آن ها دقت بیشتری مبذول و وقت بیشتری صرف می شد. جشن مهرگان در زمره جشن های باستانی،اسطوره ای و فصلی به شمار می رود که با گذشت سده ها ،هزاره ها و نیز دگرگونی ها و تحولاتی که در شیوه بر گزاری آن ها به وجود آمده، هاله ای از باور و حرمت عامیانه این جشن را در برگرفته است.

مژده یارا که مهرگان آمد
جشن پیوند عاشقان آمد
فصل احساس های آبی شد
عید دل های مهربان آمد

مهرگان است روز مهر و امید
روز لبخند دختر خورشید
روز روشن روان بهروزی
روزگار جوانی جاوید

مهرگان است، روز بیداری
روز آگاهی است و هشیاری
روز اندیشه های بالنده
روز افکار جاودان جاری

جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی (دهم مهر) می باشد اين جشن فرخنده و زيبا در گذشته ميان ايرانيان مقامی بسيار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ايرانيان نوروز را بواسطه پايان سرما و آغاز بهار جشن می گيرند مهرگان را نيزدر نيمه سال و با پايان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند .در این روز, موبدان موبد خوانچه‌ای را كه در آن لیمو, شكر, نیلوفر, به, سیب, یك خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته شده بود, زمزمه‌كنان نزد شاه می‌آورد. آداب و رسوم مهرگان بسيار شبيه به نوروز است و همانطور که نوروز را به پادشاه افسانه ای ايران جمشيد نسبت می دهند مهرگان را نيز به فتح و پيروزی فريدون ديگر قهرمان ايرانی بر ضحاک نسبت داده می شود.ولی در حالت کلی چون ايزد مهر نزد کليه اقوام آريايی سابقه ای ديرين دارد و قديمي ترين آيين آرياييان می باشد نزد هر دو دسته ايرانيان و هندوان در يک روز گرامی داشته می شود و مهردر زبان سانسکريت هم به معنی دوستی است و در ويد کتاب مذهبی برهمنان مانند اوستا ايزد روشنايی و فروغ می باشد و زرتشتيان بپرستش گاه خويش درب مهر گويند هر دو جشن مهرگان و نوروز از آثار درخشان و جاودان ايران زمين هستند و برماست که اين دو ميراث گرانقدر نياکانمان را همچون دو گنجينه گرانبها سينه به سينه و نسل به نسل انتقال دهيم چرا که هويت و پهنای مرز ايران زمين را اين دو جشن به وضوح نشان می دهد و هر کجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ايران است و هر که ايندو جشن با شکوه و زيبا را برگزار کند ايرانی. مهرگان و نوروز در کنار يکديگر هزاران سال است که همانند دو ستون محکم و استوار پايه های استقلال و فرهنگ ايرانی را حفظ نموده اند و برگزاری همين آيين های ساده ولی سحر انگيز ايرانيان را همدل ساخته و بار ديگر کنار هم جمع نمود .متاسفانه از آيين مهرگان امروزه جزء ميان زرتشتيان اثری باقی نمانده و اين آيين ملی که همانند نوروز به تک تک ايرانيان تعلق دارد به روحی تازه و همتی ملی نياز دارد تا دوباره مانند گذشته جايگاه خود را بازيابد و احياء گردد . مهرگان برای سپاسگزاری از داده های ایزدی برگزار میشود .


+ نوشته شده در  85/01/22ساعت 21:9  توسط امیر حسین  | 

ایران

تو با فرهنگ ترین کشوری

 

ادامه مطلب پیشین:

و از کلمات و جشن های فرنگی استفاده می کنند و خود را به اصطلاح روشن فکر می نامند.(ولنتاین).

اما آن ها در اصل انسان های بی هویتی هستند و ارزش  وطن چندین هزار ساله خود را نمی دانند.

امریکا ۲۰۰ ساله به دنبال ساختن جشن ها برای خود است تا خود را با هویت نشان دهد اما ما...

آیا میدانید:جشن تولد و ازدواج را ایرانیان می گرفتند.

به امید روزی که ایران به جلال و شوکت اصلی خود برسد.

 

+ نوشته شده در  85/01/20ساعت 20:17  توسط امیر حسین  | 

ایران تو بهترین

سرزمینی

 

: والنتاین یا اسپندار مذگان ؟!


 چند سالی است حوالی26 بهمن ماه (14 فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های کالاها کادوئی لوکس و فانتزی غلغله می شود. همه جا نام Valentine به گوش می خورد. از هر بچه مدرسه ای که درباره والنتاین پرسش کنی می داند که "در سده سوم میلادی که برابر می شود با آغاز امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است از آن میان اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند.کلودیوس به قدری سنگدل وفرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت.ولی کشیشی به نام والنتیوس(والنتاین)،مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار می شود و دستور می دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می شود .سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام می شود...بنابراین او را به نام فدایی وشهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق!".
 ولی کمتر کسی است که بداند در ایران باستان، نه چون رومیان از سه سده پس از میلاد ، که از بیست سده پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است!.

 نغز است بدانید که این روز در سالنامه جدید ایرانی دقیقا مصادف است با 29 بهمن، یعنی تنها 3 روز پس از والنتاین فرنگی! این روز "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن این روز به نام "روز عشق" بدین گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و افزون بر اینکه ماه ها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که ویژه خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ فرنام (لقب) ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، فروتنی و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" فرنام می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ یا اسفندار مذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند..

سپندار مذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها فرمانبرداری می کردند.

مردم ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به فراخور(مناسبت) های گوناگون جشن می گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، روش زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و رویهمرفته جهان بینی ایرانیان باستان است. از آنجایی که ما با فرهنگ باستانی خود ناآشناییم شکوه و زیبایی این فرهنگ با ما بیگانه شده است. نقطه مقابل مردم ما آمریکاییها هستند که به خود جهان بینی دچار می باشند. آنها جهان را تنها از دیدگاه و زاویه ویژه خود نگاه می کنند. مردمانی که چنین دیدگاهی دارند، متوجه نمی شوند که مردم های دیگر شیوه های زندگی و فرهنگ های متفاوتی دارند. آمریکاییها بشدت تیره پرستند و خود را محور جهان می دانند. آنها بر این باورند که عادات، رسوم و ارزش های فرهنگی شان برتر از دیگران است. این موضوع در بررسی عملکرد آنان بخوبی مشهود است. برای نمونه در حالی که این روزها مردم کشورهای گوناگون جهان بیشتر به سه، چهار زبان چیره می باشند، آمریکاییها کم وبیش تنها به یک زبان سخن می گویند. همچنین مصرانه در پی گسترش دادن جشن ها و سنت های ویژه فرهنگ خود هستند..

 "اطلاع داشتن از فرهنگ های دیگر ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو زمینه کاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم دیگران، بی اینکه ریشه در خاک، در فرهنگ و تاریخ ما داشته باشد، اگر هم به جایی برسیم، جایی ست که دیگران پیش از ما رسیده اند و جا خوش کرده اند!

برای اینکه ملتی در تفکر عقیم شود، باید هویت فرهنگی تاریخی را از او گرفت. فرهنگ مهم ترین عامل در حیات، رشد، بالندگی یا نابودی ملت ها است. هویت هر ملتی در تاریخ آن نهاده شده است. اقوامی که در تاریخ از جایگاه شامخی برخوردارند، کسانی هستند که توانسته اند به شیوه مؤثرتری خود، فرهنگ و افسانه های باستانی خود را شناسایی کنند و زندگی خود را تا بلندی یک افسانه بالا برند. آنچه برای معاصرین و آیندگان دارای اهمیت است، شماره کسان یک ملت و شمار سربازانی که در جنگ کشته شده اند نیست؛ بلکه ارزشی است که آن مردم در زرادخانه فرهنگی آدمی دارد.

 شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم.


وقتی به آغاز و چگونگی وقوعش فکر می کنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! ولی آنسان که پیداست این گیجی چندان هم شگفت ودور از انتظار نیست،چون عبارت "ضربه فرهنگی" را چنین تعریف کرده اند: "تغییراتی در فرهنگ که مایه به وجود آمدن گیجی، سردرگمی و هیجان می شود."

این ضربه چنان نرم و آهسته بر پیکر مردم ما فرود آمد که جز گیجی و بی هویتی پی آمد آن چیزی نفهمیدیم!



 شاید کسان فراوانی را ببینید که واژه های Hi و Hello را با گویش غلیظ Americanاش تلفظ می کنند. ولی شمار کسانیکه از واژه درود بهره می برند، بسیار نادر است!

همینگونه واژه Thanks بیش از سپاسگزارم و Good bye بسیار آسان تر از «بدرود» در دهان ها می چرخد. ما حتی به این هم بسنده نکرده ایم!

این روزها مردم برگزاری جشن ها و مناسبت های بیگانه را نشانه تجدد، شهریگری و تفاخر می دانند.

سفره هفت سین نمی چینند، ولی در آراستن درخت کریسمس کوشش می ورزند!

جشن شب یلدا که به بهانه بلند شدن روز، برای شکرگزاری از برکات و نعمات خداوندی برگزار می شده است را نمی شناسند، ولی همراه و همزمان با بیگانگان روز شکرگزاری برپا می کنند!

همه چیز را درباره Valentine و فلسفه نامگذاریش می دانند، ولی حتی نام "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.
شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم. .

 

+ نوشته شده در  85/01/20ساعت 14:59  توسط امیر حسین  | 

ای ایران ای مرز پر گهر

ای خاکت سر چشمه هنر

دور از تو اندیشه بدان

پاینده مانی تو جاودان

درست 60 سال پيش، 27 مهر 1323، سرودي متولد شد كه در طول شش دهه پس از آن عملا به ترجمان وطن دوستي ايرانيان تبديل شد. در واقع استفاده از عنصر فرهنگي و در اينجا موسيقي، به مثابه حربه اي براي مبارزه، اعتراض و حركتي بود كه از نهضت مشروطيت آغازيدن گرفت و در دهه هاي پرتب و تاب قرن اخير بارها خود را نشان داد. تصنيف معروف از خون جوانان وطن ساخته عارف قزويني را مي توان نخستين نمونه از آثار موسيقايي با گرايش ميهني قلمداد كرد. وجه مشخصه تمام آثار ملي، ميهني و حماسي در حوزه موسيقي، پيدايش بسترهاي مناسب براي آفرينش هنري است، به طوريكه همان آثار در شرايط معمولي امكان وجود نمي يافتند.
بر اين اساس سوم شهريور سال 1320 خورشيدي، سرآغاز تحولات عميق در تمام شئون زندگي ايرانيان مي شود. ارتش سه كشور متفق در جنگ جهاني دوم، طبق يك نقشه از پيش تعيين شده و پنهاني، خاك ايران را از شمال و جنوب مورد تعرض نظامي قرار مي دهند و اين در حالي است كه دولت ايران، بارها موضع بي طرفي خود را به طرفين جنگ اعلام كرده است. در فاصله چند روز نقاط مهم كشور از جمله پايتخت به صحنه اي براي رژه چكمه پوشان روس، انگليس و آمريكا تبديل مي شود؛ صحنه اي كه براي هر ايراني غيرتمند دردآور و خفت بار است. آنان كه اسلحه اي در دست دارند و براي دفاع از خاك ميهن منتظر بخشنامه نيستند، مختصر مقاومتي مي كنند. گرچه تلاش پراكنده و ضعيف آنها در مقابل ارتش مجهز متفقين راه به جايي نمي برد.
كمي اين سوتر و در قلب پايتخت، اهل فرهنگ و هنر نيز دست كمي از سربازان مرزي ندارند و به همان مقدار از اشغال نظامي كشور تلخ كامند، پس دست به اسلحه خود مي برند و حماسه اي جاودان خلق مي شود. شادروان دكتر حسين گل گلاب ترانه سراي معروف و زنده ياد روح الله خالقي آهنگساز نامي در فضاي دردآلود اشغال ميهن، مي سازند و مي سرايند:
اي ايران، اي مرز پرگهر
اي خاكت سرچشمه هنر
دور از تو انديشه بدان 
پاينده ماني تو جاودان
 
شرايط ويژه كشور در سال هاي پس از شهريور 1320، مجال بروز به اي ايران را نمي دهد تا اينكه 27 مهر 1323 در تالار دبستان نظامي - دانشكده افسري فعلي - كنسرت انجمن موسيقي ملي به رهبري خالقي برگزار مي شود و اي ايران از بطن مادر هنر به ياري فرزندان ايراني بيرون مي آيد تابلكه قدري از آثار مخرب تجاوز كمرنگ شود. خالق آهنگ، زنده ياد خالقي مي گويد: در آن وقت كشور ما را قواي انگليس، روس و آمريكا اشغال كرده بودند و جنگ بين الملل دوم هنوز دوام داشت. تظاهرات ملي نمي شد، زيرا وضع آماده نبود، ولي آهنگ و شعر اين سرود، احساسات ملي را سخت برانگيخت و مخصوصا در مقابل خارجيان كه در آن مجلس كنسرت بودند از طرف ايرانيان تظاهرات بيشتري شد و اولين ضربه اي بود كه به طور غيرمستقيم بر پيكر ارتش خارجي كه ناخوانده ميهمان ما بودند، زده شد. برخلاف غالب آثار ماندگار كه گذر زمان مهر ماندگاري بر آنها مي زند، اي ايرانكه رنگ اعتقاد يكتا پرستانه ايرانيان رادرخود داردخيلي زود و در همان روز تولدش معروف و ماندگار شد. چنانكه روح الله خالقي در كتاب سرگذشت موسيقي ايران مي نويسد؛ آهنگ اين سرود با آن همه تاثير موجب شد كه وزير فرهنگ، هيات نوازندگان را به مركز پخش صدا فرستاد و صفحه اي از اين سرود ضبط شد تا همه روزه از راديو تهران پخش شود.از آن پس اي ايران به زمزمه هميشگي ايرانيان تبديل شد و در بزن گاه هاي مختلف خود را نشان داد. ويژگي كلام سرود چه از نظر مفهوم و چه از نظر رواني اشعار به همه گروه هاي سني اين امكان را مي داد كه دست كم، بند اول آن را به خاطر بسپارند چنانكه به جرات مي توان گفت اين تنها شعر و سرودي است كه ميليون ها ايراني آن را در حافظه خويش ثبت كرده اند. به همين دليل در فرصت هاي مختلف، يكي از تقاضاهاي شنوندگان از راديو و تلويزيون، پخش سرود اي ايران است. اركستر موسيقي ملي به رهبري فرهاد فخرالديني هم در يك پيمان نانوشته ملزم به اجراي چندين باره اين سرود شده است، چنانكه رهبر اركستر مي گويد: وقتي مردم در پايان كنسرت ها، اجراي سرود را درخواست مي كنند، ما نمي توانيم اجرا نكنيم.
زنده ياد خالقي در مقدمه سرود، هنرمندانه از يك تم انگاره بختياري بهره برده است، به طوريكه تشخيص آن بسيار دشوار مي  كند. نگاهي به كارنامه هنري وي نيز ميزان آشنايي و علاقه مندي او به موسيقي بختياري را نشان مي  دهد. استفاده از نغمات موسيقي نواحي ايران در موسيقي شهري، امروزه امري متداول است، ولي كمتر كسي مي  تواند نسخه اي متفاوت و برگرفته از آهنگ هاي بومي را ارايه دهد و معمولا عين آهنگ رايج در يك منطقه با اركستري شهري اجرا مي  شود. استفاده از فواصل پرشي چهارم و پنجم، در كنار ريتم پر تب و تاب، هيجان سرود را تضمين مي  كند. علاوه بر اين به كار گرفتن فاصله پرشي ششم نيز بدعتي در موسيقي ايراني به حساب مي  آيد. نحوه تلفيق شعر و آهنگ در بيان مفهوم و ايجاد ارتباط با شنونده حرف نخست را مي  زند. براي نمونه آنجا كه شعر از نظر مفهومي دشمن را مورد خطاب قرار مي دهد، آهنگ نيز به نقطه اوج مي  رود تا خطاب قرار دادن دشمن توام با فرياد باشد.
اي دشمن ار توسنگ خاره اي من آهنم 
جان من فداي خاك پاك ميهنم 
بهره گيري از تكنيك دو صدايي و سازگار با موسيقي ايراني، نفوذ كلام را قوت مي  بخشد. يعني وقتي گروه كر مردان مصرع اي دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم را سر مي  دهند، پيش از آنكه هجاي دوم آهنم ادا شود، گروه كر زنان همان مصرع را با تغييري اندك چنين آغاز مي  كنند دشمن ار تو سنگ خاره اي من آهنم. از نظر جامعه شناسي و توجه به اينكه وطن براي زن و مرد ارزش يكساني دارد و در مقوله دفاع از وطن، زنان پا به پاي مردان و به تبع آنان حركت مي  كنند، زيبايي سرود بيش از پيش خودنمايي مي  كند، اما وقتي نوبت به مصرع پاياني بيت آخر مي  رسد، زن و مرد به طور همصدا و همزمان صدا سر مي  دهند:
پاينده باد خاك ايران ما
نزديك به 30 سال پيش از تولد اي ايران، عارف قزويني چند تصنيف ملي ميهني ساخته بود و از اين منظر اي ايران اولين نبود، اما ريتم تند و حماسي آن در مقايسه با آثار عارف كه داراي ريتمي آرام و نوحه وار بودند، جلاي ديگري به آن داد و حتي نسل پس از خالقي نيز خواسته و ناخواسته از سرود ماندگار او الهام گرفتند. اعضاي كانون چاووش در فاصله  سال هاي 56 تا 59 باخلق آثار حماسي و انقلابي، خاطره اي ايران خالقي را در اذهان زنده كردند و اين در حالي بود كه تاثير پذيري آنها از كار خالقي به ويژه در خصوص ريتم كاملا مشهود بود.
اي ايران بي  گمان گفتني هاي زيادي دارد. اينكه دقيقا در چه مقطعي ساخته شد؟ آيا پيش از آن، ذهنيتي براي اين كار وجود داشت؟ دكتر گل گلاب، و روح الله خالقي چگونه با هم همكاري مي   كردند؟
چه كسي پيشنهاد آن را داده بود؟ و بسياري پرسش هاي ديگر كه براي نسل حاضر و نسل هاي بعد ممكن است پيش بيايد. شايد بازماندگان اين دو بزرگوار بتوانند در اين خصوص كمكي بكنند. آنچه مسلم است اي ايران حاصل عشق و ايران دوستي چند هنرمند پاك سيرت بود كه در فضايي ويژه، مجال بروز يافت و بر مصداق آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند، بر دل ها نشست. يافتن رمز توفيق آن كاري چند جانبه است وحوزه هاي مختلف اجتماعي، سياسي، روانشناسي و... را در مي
نوردد، اما از نگاه شعر و موسيقي شايد بتوان اين موارد را بر شمرد
 
 
 
+ نوشته شده در  85/01/19ساعت 20:0  توسط امیر حسین  | 

نوروز جشن ریشه ای مان

نوروز نشان دهنده ی تمدنمان

نوروز نماد فرهنگمان

نوروز لرزه بر تن انداز دشمنان کشورمان

نوروز نشان دهنده ی آریایی بودنمان

نوروز یادگار نیاکانمان

 که تا ۲۱ فروردین ماه ادامه دارد بر تمام هموطنان آریایی خجسته باد.

درباره ی پیدایش نوروز و رسوم پیوسته به آن آراء و دیدگاههای گوناگونی وجود دارد. در این میان آگاهی از آداب و عقاید پیروان آیین زرتشت در رفع ابهامها و دگراندیشی ها بسیار سود بخش خواهد بود. به همین منظور شورای نویسندگان مجله آفتاب از آقای کامیار نیک انجام درخواست کرد که از دیدگاه زرتشتیان پیشینه ی نوروز و آداب پیوسته به آن از قبیل سفره ی هفت سین و سیزده بدر را بررسی کنند که ایشان بزرگوارانه به این دعوت پاسخ گفتند. آنچه می خوانیم حاصل قلم ایشان است.

در مورد پيدايش نوروز و تاريخ اوليۀ آن اطلاعات دقيقی در دسترس نيست و در اوستا نيز به مبنای پيدايش آن اشاره نشده و فقط اجرای مراسم نوروز مقدس بوده و توصيه شده است. در مورد پيدايش نوروز چندين روايت نقل شده است که ما فقط اين روايات را نقل قول می کنيم.

بعضی بر اين عقيده هستند که تغييرات آب و هوا و گردش فصول سال باعث پيدايش نوروز شده و بعضی آن را يک جشن ملی می دانند و بعضی آنرا مذهبی پنداشته اند. روايت معروفی هست که روز اول فروردين را جمشيد شاه پيشدادی مبنای سال نو و جشن نوروز قرار داد و روايت ديگری هست که کيا خسرو (کيخسرو) پسر پرويز(یا به روایت شاهنامه فرزند کاووس) در اينروز به سلطنت رسيد. در اوستای باقيمانده از عهد ساسانی اشاره ای به تاريخچه و پيدايش نوروز نشده است.
بر اساس بعضی روايات، شاهان هخامنشی در قصرهايشان می نشستند و هدايای با ارزشی را از نمايندگان استانهای مختلف دريافت می کردند. در صبح نوروز شاه لباس مزّين و زيبا می پوشيد و شخصی مشهور به خوش قدم ( کسی که قدمش مبارک است) به حضور شاه رفته و بعد موبد موبدان همراه با يک فنجان طلايی و حلقه و سکه ، يک شمشير و يک تير کمان ، جوهر و يک پَرِ بزرگ (قلم آنروز برای نوشتن) و گُل به حضور شاه رفته دعای مخصوص می خواند. سران بزرگ دولتی پُشت سر موبد وارد می شدند و هدايا را به شاه تقديم می کردند. شاه هدايای با ارزش را به خزانه می فرستاد و بقيه را بين مردم تقسيم می کرد.

۲۵ روز قبل از نوروز ۱۲ ستون گِلی در محوطه ی تالار ساخته می شد و ۱۲ نوع گياه در بالای ستون ها کاشته می شد. گياهان مختلفی که می کاشتند عبارت بودند از : گندم، جو، عدس، برنج و ... در روز ۶ فروردين گياهان تازه روييده را چیده، روی کف تالار پهن می کردند و تا ۱۶ فروردين جمع نمی کردند. در زمان ساسانيان نوروز ۲۱ روز بوده و روز نوزدهم جشن نوروز بزرگ بوده است.

امروزه ۶ فروردين را زرتشتيان به نام نوروز بزرگ می شناسند و به مناسبت تولد زرتشت جشن می گيرند. درست کردن آتش يک رسم عمومی ديگر بوده که در شب نوروز انجام می شده است. آتش به عنوان تميز کننده و خالص کننده ی هوا و قبله گاه زرتشتيان همواره مورد احترام است و هر جا که نور است قبله گاه زرتشتيان است. در روز اول فروردين زرتشتيان به روی هم آب می پاشيدند و به يکديگر نقل و شيرينی می دادند.

در ايران باستان ، تاجگذاری پادشاهان به عنوان شروع تقويم در نظر گرفته می شد و سالهای بعد با توجه به آن مبداء نامگذاری می شده مثلا می گفتند ماه دوم از سال هفتم سلطنت داریوش. در زمان ساسانيان تقويم نسبت به زمان هخامنشيان تغيير می کند. در مورد چگونگی محاسبه ی تاريخ و تقويم پيش از هخامنشيان اطلاع زيادی در دسترس نيست. اما بعد از هخامنشيان ۲ تقويم بوجود آمد:

 ۱. اولين تقويم در کتيبه های پرسپوليس يافته شد که شامل ۱۲ ماه بود که ظاهراً در ماه پاييز شروع می شد و تقويم خورشيدی ناميده می شد که شامل سالهای کبيسه است.
۲. تقويم دوم، تقويم اوستايی بود که مبنای تقويم فرهنگ ايرانی است. در ايران باستان ماه به ۳۰ روز تقسيم شده بود که هر روز ماه اسم خاصی داشت. در تقويم اوستايی سال از ۳۶۵ روز تشکيل می شود که از ۱۲ ماه سی روزه تشکيل شده و ۵ روز باقيمانده به نام " پنجه" معروفند. در ابتدا آنها سال کبيسه را در نظر نمی گرفتند و هرسال نوروز تغيير می کرد و بعدها سال کبيسه را در نظر گرفتند.

بر اساس باور زرتشتيان، هر سال ماه فروردين همراه با ارواه فَروَشی که در آخرين ۱۰ روز سال به دنيای مادی می آیند، باز می گردد. بنابراين زرتشتيان اين ۱۰ روز آخر را به افتخار ارواح گذشتگان خود و شادی روح آنها گرامی می دارند. سنت بعضی از زرتشتيان که قبل از نوروز است به قبرستان می روند می تواند بر همين باور استوار باشد.

تاريخچه ی هفت سين:

در دوران ساسانی ظرفهای زيبای چينی از چين وارد ايران شد و به همين دليل چينی نام گرفت. برای تفاوت گذاشتن بين ظرفهای چينی و فلزی، آنهايی که ساخت فلز بودند سينی نا ميده شدند و آنها که از کايولين ساخته شده بودند چينی نام گرفتند. عدد هفت از هفت امشاسپند در دين زرتشتی ( اورمزد، وهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندامذ، خورداد و اَمُرداد) گرفته شده و به نام هفت امشاسپند، هفت سينی يا بشقاب چينی را از قند و شکر و شیرینی پر می کردند و بر سر سفره می گذاشتند.

زرتشتيان در سفره ی هفت سين آينه را در مقابل شمع روشن قرار می دهند تا روشنايی بيشتر شود که نشانۀ احترام به آتش است. تخم مرغ نمايانگر زاد و ولد و زايش است که هميشه در سر سفره وجود داشته است. سير به عنوان دارو و ماده ای برای گندزدايی و پاکيزگی، سکه به نماد سرمايه و ثروت، سنبل گُلی که عطرش نغمۀ آمدن بهار می دهد و سبزه به نماد تولدی دوباره و شروع زندگی هميشه بر سر سفره بوده و بعضی از زرتشتيان سه قاب سبزه به نماد انديشۀ‌ نيک، گفتار نيک و کردار نيک در سفره قرار می دهند. از ديگر چيزهايی که بر سر سفرۀ‌ ايرانيان بوده نان به نماد فراوانی، شير تازه به نشان غذايی نوزادی که تازه متولد شده و شعمدان که شمع ها را به احترام آتش روشن می کردند می توان نام برد.

ماهی ، سيب ، سنجد و سمنو همگی سَمبل های باروری و زايش هسنتد که برای زرتشتيان بسيار مهم و مقدس بوده اند.

+ نوشته شده در  85/01/18ساعت 19:37  توسط امیر حسین  | 

پاينده باد ايران

پوينده باد ايراني

19 فروردين جشن فروردگان بر تمام هموطنان خجسته باد.

آرامگاه كوروش كبير:

نام پاسارگاد هميشه با نام آرامگاه كوروش بزرگ مترادف است.اين بناي ساده كه در ابتداي مجموعه پاسارگاد واقع شده است از سنگ سپيد و به صورتيك اتاق مستطيلي بدون پنجره همراه با سقف سنگي شيرواني شكل كه بر يك هرم چند پله اي استوار است شكل گرفته و تنها يك درورودي دارد.

سيزده به در:

در روز سيزدهم از ماه فروردين سبزه را به آب انداخته آرزوي بارندگي ميكنندو براي كشاورزي و محصول بهتر طلب بارندگي و آب مي كنند.اما عدد 13 در دين زرتشتي نحس نمي باشد و تمامي روز هاي سال مقدس و قابل احترامند.13 فروردين روز تير از ماه فروردين مي باشد و نه تنها روز تير دردين زرتشتي نحس نمي باشد بلكه در روز تير از ماه تير زرتشتيان جشن گرفته و آرزوي بارندگي ميكنند.

+ نوشته شده در  85/01/18ساعت 16:41  توسط امیر حسین  | 

 
" src="http://files.myopera.com/channelone-fan/files/SalShirokhorshid/Shirokhorshid_Year.gif" border=0> ایران را از پلیدی وطن فروشان و تجزیه طلبان پاک کنیم  پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب
بدون سانسور| کدهای موزیک