تبليغاتX
تاریخ ایران
زشیر شتر خوردن و سوسمار عرب رابه جایی رسیدست کار که تاج کیان را کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

سیلک کاشان

نفس در سینه ها حبس شده بود ؛ خاک ها را آرام آرام کنار می زدند ؛ همه مراقب بودند تا به چیزی آسیب وارد نشود . هرلایه ای از خاک کنار می رفت ، گویی بخشی از حافظه تاریخی یک قوم آشکار روزگار کهن ، ما را به ادامه کار دلگرم می کرد . کلنگ به جایی سفت برخورد می کند ! شاید ردی از یک دیوار باشد ؛ گوشه ای از یک معبد ، دیوار یک خانه ، یا ... ناگهان برق شوق در چشمها می درخشد . انگار سرنخی پیدا شده است . یکبار دیگر ، صفحه ی اول شناسنامه را که پیش رویم گذاشته اند مرور می کنم . نام : سیلک . نام قدیم : سی ارگ ، سپید ارگ . شماره شناسنامه : 38 . محل صدور : کاشان . تاریخ تولد : هزاره ی ششم پیش از میلاد .

آری ، ما در محوطه ای باستانی سیلک بودیم ؛ در دل شهر کاشان ؛ جایی که گفته می شود کهن ترین شهر جهان است ، چرا که به استناد کاوشهای باستان شناسی ، زندگی در آن ، نزدیک به 7500 سال است که بی وقفه جریان دارد . اعضای گروه باستان شناسی با کند و کاو در لایه های تپه ی باستانی ، می خواهند به ناگفته های پیشینیان دست یابد . گویی هر بار که کلنگشان به زمین برخورد می کند و لایه ای دیگر از خاک کنار می رود ، متن دفترچه ی خاطرات دست یابیم و از اسرار نهفته در آن ، آگاه شویم . با وجود ارزشهای فرهنگی – تاریخی نهفته در دل تپه های سیلک کاشان و با قدمتی چند هزار ساله ، می گویند تا 70 سال پیش هیچ کس از اهمیت آن آگاه نبوده است .

 

به گفته ی مدیر میراث فرهنگی کاشان ، قدیمی ترین مرجعی که تنها اشاره ای بسیار کوتاه به سیلک کرده ، کتاب " مرآت القاسان " عبدالکریم کلانتر ضرابی کاشانی ،متعلق به اواخر قرن 13 ه. ق است .
مهندس سیف اله امینیان می افزاید : " ضرابی در این کتاب از سیلک به عنوان یکی از قلعه های قدیمی به نام سی ارگ نام می برده . در وجه تسمیه نیز می گوید که چون رنگ خاکش نسبت به خاک اطراف سفید تر است ، موسوم به سپید ارگ شده که به مرور به سی ارگ و سپس به سیلک تغییر نام داده است .
دکتر صادق ملک شهمیرزادی که سرپرستی گروه باستان شناس فرانسوی ، کلنگ حفاری را بر تپه های سیلک نشاند ، نزدیک به 70 سال می گذرد . در آن تاریخ ، سیلک محوطه باستانی وسیعی بود، کنار روستای " دیزچه " در سمت راست جاده ای که کاشان را به فین متصل می کرد . محوطه ی سیلک در 24 شهریور 1310 خورشیدی با شماره ی 38 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید . این منطقه دو تپه شمالی و جنوبی را با فاصله 600 متردر بر می گرفت و در اطراف تپه جنوبی دو گورستان باستانی قرارداشت .
دکتر ملک می افزاید : رومن گیرشمن (1895-1979) یکی از برجسته ترین باستان شناسان بود که نزدیک به نیم قرن در ایران به کاوش و پژوهش پرداخت . شاید نتیجه کاوشهای او در سیلک بود که این محوطه باستانی را سرآمد کرد ، به گونه ای که نام سیلک به بیشتر کتابهای باستان شناسی دنیا راه یافت . کاوشهای این باستان شناس فرانسوی در تپه های شمالی و جنوبی و دو گورستان منطقه ، به کشف آثاری از کهن ترین دوران استقرار در فلات مرکزی ایران ( از 7500 تا 3000 سال پیش ) منجر شد . از اینرو ، چون در حال حاضر محوطه باستانی سیلک در داخل محدوده ی شهر کاشان قراردارد ، شاید بتوان کاشان را کهن ترین شهر کاشان دانست که زندگی در آن ، از 7500 سال پیش تا امروز استمرار داشته است .
این باستان شناس می افزاید : متأسفانه به علت گسترش بی رویه ی ساخت و سازهای شهری ، دیوارهای بلند و ساختمان های متعدد در عرصه و حریم این محوطه ی باستانی تا جایی قد علم کرده اند که دو تپه از یکدیگر جدا شده اند و به زحمت از بالای یکی ، دیگری را می توان دید. علاوه براین ، دیگر کوچکترین اثری هم از دو گورستان وجود ندارد ، این دو محوطه به کلی محو و نابود شده اند .
با روشن شدن هوا ، گویی از سوز و سرمای زمستانی کاسته می شود . آرام و آهسته بر سیلک 7500 ساله قدم می زنیم دکتر ملک با صبر و حوصله درباره ی مدارک کشف شده از قدیمی ترین زیگورات جهان در این منطقه می گوید که رومن گیرشمن در گزارشهای خود به سازه ی عظیم اشاره می کند و می نویسد : قسمتی از این بنای خشتی عظیم بر روی سکویی که همان مصطبه بوده ، بنا شده است ؛ و در پایان نتیجه می گیرد شبیه این نوع سازه ها را در شهرهای اوررارتویی و مادی ادوار بعد نیز می توان مشاهده کرد . پس از وی پژوهشگران دیگری آمدند ، آنها بدون توجه به نکات ظریفی که گیر شمن در توصیف سازه ی عظیم به کاربرده است ، گفتند این سازه ی عظیم یک دژ مادی است . اما هیأتی که مسئولیت اجرای طرح کاوش مجدد سیلک را به عهده داشت ، در جریان آوار برداری پی برد که آنچه گیرشمن به عنوان سازه ی عظیم نام برده ، در واقع بخشهایی از کهن ترین زیگوراتی است که تاکنون در جهان باستان ( ایران و بین النهرین ) شناسایی شده است .
گفته می شود از سی ودو زیگوراتی که تا کنون در ایران و عراق کشف شده ، یازده مورد براساس متون تاریخی و بیست و یک مورد براساس کشفیات باستان شناسی شناسایی شده اند . از این تعداد ، پنچ زیگورات در ایران و بیست و هفت زیگورات در عراق کنونی قرار دارند . در این بین ، زیگورات سیلک ، کهن ترین آنهاست که قدمت آن به 4500 تا 4700 سال پیش می رسد که این دوره ، با آغاز نگارش و استفاده از خط همزمان است . دکتر ملک می گوید : " در مراحل قبلی ، با آوار برداری و بازپیرایی قسمت هایی از پا گرد ، بخشهایی از اولین سکو به ابعاد 56 متر شرقی – غربی و 45 متر شمالی – جنوبی ، قسمت هایی از دومین سکو ، قسمت کوچکی از دو رج خشت چینی دیواره ی شمالی سومین سکو و نیز بخشهایی از بالاترین راه شیب دار بالا رو مشخص شد و دیگر ابهامی باقی نمانده که با بقایای یک زیگورات روبه رو هستیم ، با حداقل سه طبقه سکو که چهار گوشه آن در چهار اصلی بود.
به گفته ی این باستان شناس ، شگفت آور ترین قسمت در ساختمان این زیگورات ، دو نیم برجک مخروطی شکل است که در سطح اولین سکو و متصل به دیواره ی شرقی دومین سکو اضافه شده بود . با توجه به اینکه چهار گوشه ی این زیگورات به سمت چهار جهت اصلی است ، به نظر می رسد که این برجکها پس از پایان یافتن ساختمان اصلی زیگورات ، به قسمت شرقی اولین سکوی آن افزوده شده اند . یعنی به قسمتی که هرروز صبح ، نخستین شعاع خورشید با مدادی به آن می تابد و براین اساس ، شاید بتوان نوعی نیایش خورشید را با زیگورات سیلک ارتباط داد .
حالا دیگر به کنار زیگورات رسیده ایم و گرمای خورشید را برصورتمان احساس می کنیم . به نظر می رسد در فضای تاریخی زیگورات وارد شده ایم . باد که از سمت مقابل میوزد ، پس از عبور از گوشه های زیگورات گویی صداهایی را به گوشمان می رساند ، به راستی مردم آن زمان در اینجا چه مناجاتی داشته اند ؟ سرپرست طرح سیلک در توضیح مفهوم زیگورات می گوید : زیگورات به بنای پله ای بزرگی گفته می شود که ابعاد هر طبقه ی آن نسبت به طبقه ی پایین تر کوچک تر می شود . درست مانند چند جعبه ی مکعب که به ترتیب ابعاد تا آخرین و کوچکترین آن روی هم قرار گرفته باشند .
این باستان شناس می افزاید : زیگورات کلمه ای آلمانی است و به این گونه معماری مذهبی گفته می شود . در زبان سومری نام این بناها ، زیقورات است که کوه یا بلندی معنی می دهد و در ایلامی زقرتوویا کوکونو نامیده می شود . گفته می شود کوکونو نام معبدی بوده که بربالای آخرین سکو ساخته می شده استو مجسمه ی خدای حامی شهر را که زیگورات در کنار معبد اصلی آن ساخته می شد آنجا قرار می دادند . دسترسی به مجسمه تنها برای والاترین کاهن یا کاهنی شهر امکان پذیر بود . بعدها کوکونو در زبان ایلامی ، نامی خاص برای زیگورات شد . دکتر صادق ملک شهمیر زادی اضافه می کند : درزبان سومری ، به معبد ساخته شده بربالای آخرین سکو شخورو به معنی اتاق انتظار و یا اتاق گذرگاه گفته می شد . درزبان بابلی هم معبد بالای زیگورات گی گونو نام داشت .
وقتی شنیدیم در ساخت زیگورات بیش از یک میلیون و 250 هزار خشت در ابعاد 15*35*35 سانتیمتر به کار رفته ، این سوال برایمان پیش آمد که این بنا توسط چند نفر و طی چه مدت ساخته شده است ؟
کاوشگر سیلک معتقد است ، پاسخ به اینگونه پرسشها نیازمند زمان است و هیچ کس نمی تواند پیش بینی کند چه وقت ، پرده از ابهامات این زیگورات کنار می رود .
او می گوید : ما در اینجا با پرسشهای بسیاری مواجه بوده ایم برای مثال عدد 0 به صورت چشمگیر و در اندازه های مختلف در ساختمان زیگورات به کاررفته است ؛و معلوم نیست این عدد در زمان احداث زیگورات چه نقشی داشته است ؟ برای نمونه اندازه ی خشت ها در ابعاد سه گانه به پنج ختم می شود : ( 15*35*35) . طول و عرض سکوی اول (45*45) ، سکوی دوم (35*35) و سکوی سوم (25*25) همگی به عدد پنج ختم می شوند . دکتر می افزاید : از آنجا که زیگورات برای احترام و تقدیس خدا یا خدایان آن دوره ساخته می شده ، نمی دانیم زیگورات سیلک برای تقدیس و احترام به کدام خدا و یا خدایان ساخته شده است ؟ اما با توجه به محل افزوده های بعدی بربالای سکوی اول که به گونه ای انتخاب شده تا نخستین پرتو خورشید آن را روشن کند ، آیا می توان تصور کرد که در اندیشه ی اعتقادی ساکنان باستانی سیلک ، خورشید در جایگاه والاتری نسبت به سایر پدیده های طبیعی قرار داشته است ؟ همچنین ، سازنده ی زیگورات اطلاعات نجومی و ریاضی برای انجام محاسباتی تا به این اندازه دقیق را چگونه به دست آورده بود و آیا درزمان ساخت زیگورات عدد "صفر" شناخته شده بود ؟
از سوی دیگر ، زیگورات هایی که تاکنون شناسایی شده اند ، معمولأ بخشی از یک مجموعه ی بزرگ مذهبی در قسمتی از کلان شهرها بوده اند ؛ با توجه به این که امروزه زیگورات سیلک ، بیشتر در بخش تپه ی جنوبی واقع شده است ، این پرسشی است که کارشناسان رشته های مختلف به دنبال یافتن پاسخ هایی برای آنها هستند . پرسشها پشت سرهم دربرابرمان قرارداشتند . علامت سوال بزرگی ، ما را رها نمی کرد . گویی در مکانی کهن و قدیمی واقعاً به دنبال دفترچه ی خاطرات می گشتیم تا کنجکاوی مان را برطرف کند . نسیمی می وزد و لایه ای از خاک نرم باستانی برسرو رویمان می نشاند . احساس می کنیم برگه های دفترچه ورق می خورد و خاک هایش به صورت مان می چسبد .
سرپرست هیأت باستان شناسی سیلک می گوید : این هیأت علاوه برکشف این زیگورات ، موفق شده است ، د رفاصله ای بین دو تپه ی شمالی و جنوبی و درعمق شش و نیم متری ، بستر رودخانه ای که در حدود 6500 سال پیش از میان دو تپه عبورمی کرده و آب مورد نیاز ساکنان محوطه ی باستانی سیلک را تأمین کرده است ، شناسایی کند .
وی می افزاید : با فاصله ای کمی از آن و درعمق شش متری از سطح زمین های اطراف ، آثاری مشابه با تپه ی شمالی به دست آمده است که نشان می دهد ، از حدود 6100 سال پیش تاکنون ، سطح دشت در نتیجه ی رسوب های ناشی از آب ، باران ، برف و باد حدود شش متر بالاتر آمده است .
سرپرست طرح بازنگری سیلک امیدوار است که با بهره گیری از تخصص های مختلف نظیر دیرین جانور شناسی ، گیاه شناسی ، زمین ریخت شناسی و ... به اطلاعات همه جانبه ای درباره ی سیلک باستان دست یابند . عصر زمستانی فرارسید ؛ غروب آفتاب در پشت تپه های سیلک تماشایی است . گویی زیگورات کهن هم به خواب رفته بود ، تا شاید فردا بار دیگر با تابش نخستین اشعه های خورشید ، باز هم صدای راز و نیاز مردم باستان را ، از پس هزاره ها ، به گوشمان برساند .

این نوشتار تا حدودی برداشتی از وبلاگ ایرانگردی و جهانگردی است jahangardi-irangardi.blogfa.com

+ نوشته شده در  88/04/13ساعت 18:7  توسط امیر حسین  | 

گردي از راهي نمي خيزد سواران را چه شد
مرده اند از بيم یاران نامداران را چه شد
جز صداي جغدها چيزي نمي آيد به گوش
قمريان اخر كجا رفتند ساران چه شد
از هجوم كركسان شوم قلب من گرفت
بلبلان قرقاولان كبكان هزاران را چه شد
دور تا دور من از دشمن سياهي مي زند
دوستان ما كجارفتند ياران را چه شد
هركجا سوز زمستان است و تاراج خزان
روح تابستان و عطر نو بهاران را چه شد

+ نوشته شده در  88/04/09ساعت 20:28  توسط امیر حسین  | 

از پاسارگاد چه خبر؟

+ نوشته شده در  88/03/14ساعت 21:33  توسط امیر حسین  | 

مالزی هم خلیچ پارس را قبول ندارد

يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي نوشت: در مسير رفت و برگشت كوالالامپور با پرواز «مالزيا ايرلاين» در هواپيماهاي پيشرفته ايرباس نشستيم و از آنجا كه همه صندلي‌ها مجهز به سيستم مانيتورينگ بودند، يكي از شبكه‌هاي تصويري مربوط بود به اطلاعات پرواز در آسمان كه هر لحظه از روي نقشه كره زمين با مختصات و زوم‌هاي مختلف موقعيت جغرافيايي را به بيننده اعلام مي‌كرد...

چيزي كه در مسير رفت و برگشت اين پرواز بسيار قلب من را آزرده كرد، هنگامي بود كه روي نقشه هواپيماي كشور به اصطلاح دوست و مشترك المنافع ما يعني مالزي، نام خليج فارس وجود نداشت و با جسارت تمام نام مجعول بر آن نهاده بودند! 
 

همانطور كه مي‌دانيد مالزي كشوري كاملا توريستي است و سالانه ميليون‌ها توريست از طريق همين پروازها از گوشه كنار دنيا به اين كشور سفر مي‌كنند و مانند هر انسان ديگري هم حس كنجكاوي از موقعيت پرواز او را بر اين مي‌دارد كه حتما نگاهي به اين نقشه‌هاي ديجيتال بيندازد.

این نوشتار یرداشتی از تارنمای تابناک است.

 

!!!!!!!!!!Arabian Gulf "

where is Arabian Gulf !?!

"Arabian Gulf" does not exist in any part of the World.

"Persian Gulf" is an appropriate name for a gulf located in south of Iran, in Middle East.

Iranian Culture is an ancient and historical one and nobody can deny it.
Considering Iranian Culture as ancient and historical culture is undeniable.
So, never do replace the name of "Persian Gulf" with a new and improper title like "Arabian Gulf".

!!!!Arabian Gulf is unreal , senseless , and stupid 

+ نوشته شده در  88/02/28ساعت 13:51  توسط امیر حسین  | 

دوستان من

نام خلیج فارس از روی نقشه ایران در بازی های کشور های اسلامی از پوسترها حذف می شود .

فقط همینو می خواستم بگم.  

                      

+ نوشته شده در  88/02/21ساعت 19:25  توسط امیر حسین  | 

 

۱۰ اردیبهشت روز شاخاب(خلیج) پارس

شاد باد.

Persian gulf always is Persian gulf

Arabs are cursed

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد:

عرب هر که باشد به من دشمن است          بد اندیش و بد خوی و اهریمن است

زشیر شتر خوردن و سوسمار                 عرب را به جایی رسیدست کار

که تاج کیانی کند آرزو                           تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

با درود به همه ایرانیان و آرزوی سربلندی برای ایران و ایرانی ، حتمن همگی از تلاشهای جدید تازیان پلید به رهبری سعودی در تلاش برای تغییر نام شاخاب(خلیج) پارس (کل کشورهای عربی درخواست کردند نام خلیج فارس از کل بروشور های بازیهای کشورهای اسلامی حذف شود ، تا شرکت کنند .) که منجر به واکنش ایران به صورت لغو بازیهای کشورهای اسلامی شد خبردار هستید.من فقط دوست دارم ایران ۲۴ ساعت تنگه هرمز را ببندد آن هنگام چهره تازیان را ببینم! جالب اینجاست کل تازیان در جنوب شاخاب پارس به اندازه نیمی از جمعیت ایران هستند!

تا به حال خود من و دوستان نوشتار های بسیاری پیرامون شاخاب پارس نوشتیم اما اینباروضعیت متفاوت است. 

!!!!!!!!!!Arabian Gulf "

where is Arabian Gulf !?!

"Arabian Gulf" does not exist in any part of the World.

"Persian Gulf" is an appropriate name for a gulf located in south of Iran, in Middle East.

Iranian Culture is an ancient and historical one and nobody can deny it.
Considering Iranian Culture as ancient and historical culture is undeniable.
So, never do replace the name of "Persian Gulf" with a new and improper title like "Arabian Gulf".

!!!!Arabian Gulf is unreal , senseless , and stupid 

لا خليج المجعول العربي! فقط خليج البالكل الفارسي! انت فهمت؟

لا خليج العربية في الكل الدنيا و الاخرة. ولاكن هنالك الخليج الفارسي في الشرق الاوسط. هذا الخليج المبين.

 

خلیجی به نام خلیج عربی وجود ندارد ، تنها خلیج فارس ، می فهمی؟

در تمام دنیا وآخرت . و اما کجاست خلیج فارس : در خاورمیانه این خلیج جاویدان است !

 

 لازم به ذکر است بیشتر این نوشتار برداشتی از تارنمای دوستم بهزاد و تارنمایی به نام اربین گلف  است.http://mimmadara.blogfa.com/8802.aspx

+ نوشته شده در  88/02/10ساعت 12:22  توسط امیر حسین  | 

نام این کوه باستانی پردیس است در حومه شهرستان جم از توابع عسلویه استان بوشهر و در نیمه های راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد نکات قابل توجهی در این کوه باستانی وجود دارد.
1 قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.

2. محل تولد و غسل تعبید پدر جمشید جم (احتمالا) آتشکده فوق العاده قدیمی است که در قله کوه است .
3. مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله 50 تا صد متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص اسفالت با ماشین توقف کنید و ترمزدستی خودرو را بخوابانید ماشین بجای سر پائینی به نرمی به سمت کوه کشیده می شود که البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تا کنون تعداد زیادی خودرو بی اختیار با کوه تصادف کرده اند پوشش گیاهی منطقه نوعی خار بیابانی گرمسیریمنحصر به فرد است که خواص دارویی فراوان دارد و عسل حاصله از منطقه تماما پیشخرید چند کارخانه داروسازی بزرگ جهان است یکی از ترکیبات اصلی مسکن Advil که یکی از بهترین قرصهای شناخته شده برای ناراحتی های اعصاب و دردهای میگرنی است از همین عسل تهیه می شود

این منطقه خرمای ویژه نیز تولید می کند به نام خرمای خصه معروف است و کاملا در شیره خود غرف می شود یعنی یک کاسه آن ظرف سه ساعت پر از شیره می شود و اندازه این خرما اندازه آلبالو بود و به جهت همان خواص دارویی منطقه تماما برای ساخت قندهای رژیمی برای بیماران دیابتی صادر می شود نکته جالب دیگر رویش درخت زیتون در دامنه شمالی کوه حد فاصل شهرستان جم تا روستاهای چاهه و دره پلنگی می باشد که در آب و هوای آن منطقه بسیار بعید می نمود.

سندی برای قدمت چاهه و دره پلنگی موجود نیست ولی علائم مشهودی از غار نشینی و فسیل های مختلف در این منطقه به وفور دیده می شود.

نکته دیگر اینکه این کوه معدن عظیمی از آب خنک و فوق العاده سالم است آنهم در اطراف عسلویه
مردم چاهه و جم کوه پردیس را فوق العاده مقدس و محترم می شمارند و به استناد علائم موجود در آتش کده احتمالا یکی از اولین مکانهایی بوده که نفت در آن سوزانده شده است.


+ نوشته شده در  88/02/04ساعت 12:23  توسط امیر حسین  | 

۱۸ فروردین ۱۳۸۵ بود که کار این تارنما آغاز شد. این تارنما ادامه ی تارنمای" ایران ما" در پرشین بلاگ بود که من تشخیص دادم که بلاگفا بهتر است و "ایران ما "را حذف کردم.فروردین امسال سی و هفتمین ماه و آغاز چهارمین سال فعالیت تارنمای تاریخ ایران است.به یاری پروردگار این تارنما یکی از پرپیشینه ترین تارنماهای بلاگفا به ویژه در زمینه تاریخ پر شکوه کشور ورجاوندمان ایران است (دوستان عزیز اگر تارنمای تاریخی در بلاگفا داریم که از این وبلاگ پر سابقه تر است لطفا به من بگویید) به طوری که در زمینه تاریخ و فرهنگ ایران زمین "تاریخ ایران" در رویه(صفحه) نخست گوگل است که جای بسی خشنودی است.

اکنون در این جا باید از دوستانی که مرا در این ۳  سال یاری کردند نهایت سپاسگزاری را بکنم و بابت اشتباهاتی که در این ۳ سال بوده عذرخواهی کنم.

به امید دهمین زادروز تارنمای تاریخ ایران

 

+ نوشته شده در  88/01/14ساعت 12:31  توسط امیر حسین  | 

جشن سیزده بدر ( سیزده به در )                                  

سخن پیرامون جشن سیزده بدر همانند دیگر جشن های ملی و باستانی ،
نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد ، و در این راستا کوشش
من این بوده که خرد ورزانه ترین و در عین حال مستند ترین گفتارها، مقالات
و نگرش ها را در این زمینه گرد آوری کنم تا مبادا خدشه ای در شناساندن
آیین های کهن وارد سازم
بر این پایه بهتر دیدم تا در آغاز سخن مقدمه ای را پیرامون عدد 13 و
روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی
نحوست داشته یا نه فراهم آورم...
نخست باید به این موضوع توجه داشت که
در فرهنگ ایران هیچ یک از
روزهای سال نحس شمرده نشده
، بلکه چنانچه میدانیم هر یک از روزهای
هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و
امشاسپندان داشته و دارند ، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در
گاه شماری ایرانی تیر روز (در زبان اوستایی و پهلوی تشتر یا تیشتر)
نام دارد که از آن ِ ایزد تیشتر ، ایزد پدید آورنده ی باران می باشد
و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی ، این روز را برای
جشن انتخاب کرده اند.
همچنین هیچ دانشمندی یا هیچ یک از متون کهن از این روز به بدی یاد نکرده
بلکه در بیشتر مقالات مکتوب و کتابها ،
از سیزدهم نوروز با عنوان
روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.

برای مثال کتاب « آثار الباقیه » جدولی برای سعد و نحس بودن روز ها دارد
که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و
فرخنده آورده شده است ، اما پس از حمله ی تازیان و ورود اسلام به ایران
از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس میدانستند و سیزدهم هم
جز این روزها بوده ، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند
برای مثال دو بیتی ای از ابونصر فراهی هست که نحوست روزهای ماه را
بیان میکند :
هفت روزی نحس باشد در مهی       زان حذر کن تا نیابی هیچ رنج
سه و پنج و سیزده با شانزده       بیست ویک و بیست وچهار و بیست وپنج

از سویی دیگر در زمان حکومت صفویان این بار فرهنگ اروپایی وارد ایران
شد که شوربختانه آنان نیز عدد 13 را نحس میدانستند ، و هنوز هم با
پیشرفت های علمی و تکنولوژیکی عمیقاً به این موضوع اعتقاد دارند ،
 که البته تنها به این ختم نمی شود و مثالهای بسیار دیگری مانند دیدن گربه ی سیاه، رد شدن از زیر نردبام یا گذاشتن کلید روی میز و بسیاری موارد خرافی دیگر
وجود دارند که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند.
تنها چیزی که در فرهنک ایرانی در مورد عدد سیزده وجود دارد و دکترغیاث آبادی
به آن اشاره کرده است «بد قلق» بودن عدد13 به خاطر
خاصیت بخش ناپذیری آن است

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم
منابع معقول و مستند به سوابق تاریخی زیادی را می یابیم
همانطور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و
متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد مقدس و بزرگواری در آیین زرتشتی است که
در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که
جشن تیرگان است به نام او می باشد

فرودین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است
و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار
گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است ، روز سیزدهم  را پایان رسمی دوره ی نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند
و به قول امروزی ها حسن ختامی بود بر بزرگترین جشن سال.

در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در
هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند
و کُـشتی که از پشم گوسفند بافته می شود،
شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود
که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود ، می بستند .
عدد شش اشاره است به شش گاههنبار وعدد دوازده به یاد دوازده ماه است
و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.

 

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند
درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :
جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم
خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را
انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت
سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در
کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند
اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ،
تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری
سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران
پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد
اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد
دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس
در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن
اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ،
هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن
متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی
از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده.
بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر
دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

 بر گرفته از آریا بوم و آرشیو ۸۶

+ نوشته شده در  88/01/11ساعت 20:3  توسط امیر حسین  | 

زرتشت بیا که با تو امید آید

شب نیز صدای پای خورشید آید

تاریخ اگر دوباره تکرار شود

آدم به طواف تخت جمشید آید

۶ فروردین (نوروز بزرگ) زادروز اشو زرتشت بر شما خجسته باد.

+ نوشته شده در  88/01/05ساعت 10:9  توسط امیر حسین  | 

 
" src="http://files.myopera.com/channelone-fan/files/SalShirokhorshid/Shirokhorshid_Year.gif" border=0>